به یاد بیاوریم روزی را که دنیا ما را به صلح‌طلبی شناخت…

29 دسامبر, 2009

روزهای شکوه خود را به یاد بیاوریم.  روزی که ملتی در کمال مظلومیت و معصومیت حق خود را می‌خواست…

روزی را به یاد بیاوریم که جهان را به تقدس راه خود سوگند دادیم که از خواست خود نخواهیم ایستاد…

روزی که همه‌ی دنیا را حیران به نظاره نشاندیم که چگونه ملتی با سکوت در مقابل دورغ و «کفر آزادی» ایستاده…

 

روزی که ملتی به دور از افراط و تفریط حول یک محور، و پشت سر یک جلودار ایستاده بودند. روزی که نمی‌ترسیدیم، چون همه با هم بودیم

 

روزی را به یاد بیاوریم که ما در مقابل خشونت ایستاده بودیم و از انسان در مقابل خشونت دفاع می‌کردیم…

روزی که چماق را با گشودن آغوش به سخره می‌گرفتیم…

ما همان مردم‌ هستیم. همان مردمی که می‌خواستیم ملت خطاب شویم. همان مردمی که در فصل بهار، برای رسیدن به خواسته‌هایمان از بین همه‌ی راه‌ها، حضور آرام را برگزیدیم. به یاد بیاوریم دوران شکوه و معصومیت خود را. اجازه ندهیم از دل جنبش پاکمان، جنبشی خشن و منزجر کننده جوانه بزند. آنقدر منحرف نشویم که از جنبشی که همه دوستش داشتیم چیزی نماند. از ریشه جدا نشویم. ریشه‌ای که اقشار گوناگون را به هم متصل کرد. و به یاد داشته باشیم جنبشی که ما آغاز کردیم تا روزی زنده است که سبز بماند…

 

لینک‌های مرتبط:

پیروزی سرخ نه، پیروزی سبز آری………………………بامدادی

بیایید بترسیم………………………………………………… محمد معینی

مباد که آنها شویم……………………………………………در گلستانه

در مذمت خشونت و در ستایش دفاع سبز………………علی علیزاده

جنبش سبز: آهستگی و پیوستگی…………………………… امیرانه

نگذاریم سبز مغلوب سنگ شود……………………… وبلاگ سیاسیات

ره رو آن است که آهسته و پیوسته رود………………بوستان پارسی


روحش شاد…

20 دسامبر, 2009

…عالم و متفكر و فقیه بزرگواری رخ در نقاب خاك كشید كه در عرصه علم و عمل همه عمر پر بركت خود را در مسیری كه رضایت خداوند را در آن می دانست مصروف كرد و برای خدا و خدمت به بندگان او و دفاع از میهن و مردم؛ رنجها؛ دربدریها و زندانها و شكنجه‌ها را با سینه‌ای گشاده تحمل كرد و عزیزترین سرمایه‌اش یعنی فرزند عزیز و مجاهدش حجه‌الاسلام والمسلمین محمد منتظری را نیز تقدیم انقلاب و راه خدا كرد…

بخشی از پیام تسلیت سید محمد خاتمی

  
مشترک شوید: خوراک


من، میرمسعود موسوی

20 دسامبر, 2009

روزی که در دوم خرداد 1388 میرحسین موسوی رو در دانشگاه اصفهان از فاصله ی نزدیک دیدم، حس جالبی داشتم. شاید ناشی از طرفداری و علاقه ام بود، یا هر چیز دیگه. اما به هرحال حس کردم این مرد غریبه نیست. حس کردم  خیلی زیاد میشناسمش. حس کردم که این مرد مثل پدر خودم میمونه.

و امروز که بار دیگر و همچون زمان جاهلیت مردی را به جرم نداشتن فرزند پسر «ابتر» می‌نامند، من، میرمسعود موسوی، فرزندِ پسرِ میرحسین موسوی خواهم بود. امروز و در برابر این هتاکی، ما همه فرزندان میرحسین موسوی هستیم…

 

  

مشترک شوید: خوراک


برای ثبت در تاریخ

8 دسامبر, 2009

ایران – تهران – 16 آذر 1388

 

مشترک شوید: خوراک


اصولی از قانون اساسی که باید بارها و بارها خوانده شوند

3 دسامبر, 2009

به مناسبت 12 آذر، سالروز تصویب قانون اساسی:

 

فصل سوم: حقوق ملت

اصل نوزدهم

مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.

اصل بیست و سوم

تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد.

اصل بیست و چهارم

نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می‌کند. (تأکید از من)

اصل بیست و پنجم

بازرسی و نرساندن نامه‌ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون.

اصل بیست و هفتم

تشکیل اجتماعات و راه‌پیمایی‌ها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است. 

اصل سی و یکم

داشتن مسکن متانسب با نیاز، حق هر فرد و خانواده‌ی ایرانی است. دولت موظف است با رعایت اولویت برای آنها که نیازمندترند، یخصوص روستانشینان و کارگران زمینه‌ی اجرای این اصل را فراهم کند.

اصل سی و هفتم

اصل بر برائت است و هیچ‌کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود، مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح اثبات شود.

اصل سی و هشتم

هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است، اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.

 

 

در بیانیه‌های میرحسین موسوی بارها بر این اصل (اصل بیست و هفتم) تأکید شده.

 

 

 

مشترک شوید: خوراک


خانم رهنورد

2 دسامبر, 2009

هیچ عجیب نیست که کسی همچون وحید یامین‌پور* از انتخاب خانم زهرا رهنورد به عنوان سومین متفکر برتر جهان در سال 2009 چنان به خشم بیاید که اینگونه بنویسد ودر پاراگراف نخستِ نوشته‌ی پر از کینه‌اش کتاب‌های خانم رهنورد را بی‌اعتبار کند؛ یا موسوی را به فرافکنی تبلیغاتی و غیره متهم کند. یا آهستان، به زبان استهزا در این باره  بنویسد. که چه؟ که چرا اوباما و دیک چنی و بیل گیتس هم در این لیست هستند و مثلاً چرا دکتر وحید یامین‌پور یا محمود احمدی‌نژاد در این لیست نیستند‍‍! و چون آنها هستند واینها نیستند کل این لیست باید توطئه و صهیونیست‌بازی باشد .

مخالفت‌ها با رهنورد از آنجا شروع شد که میرحسین موسوی، که از قضای روزگار رقیب احمدی‌نژاد بود به همراه همسرش وارد رقابت‌های انتخاباتی شد. و تا آنجا پیش رفت که محمود احمدی‌نژاد برای بی‌اعتبار کردن رقیبش -میرحسین موسوی- به همسر او حمله کرد.

مجله‌ی فارین پالیسی (Foreign Policy)درباره‌ی انتخاب خانم رهنورد به عنوان سومین متفکر برتر سال 2009، حمله‌ی محمود احمدی‌نژاد به او در مناظره‌ی بزرگ، و پاسخ زهرا رهنورد به اتهامات او را یادآوری می‌کند، و این جریان را یکی از عوامل مؤثر در وحدت حامیان و تحریک مخالفان میرحسین موسوی می‌داند. در ادامه به نقش زهرا رهنورد در شورای عالی انقلاب فرهنگی و تلاشهایش در راستای حقوق زنان، ریاست دانشگاه الزهرا و دعوت از شیرین عبادی برای سخنرانی در این دانشگاه، وایفای نقش او در ستاد انتخاباتی همسرش اشاره می‌کند. (+)

 رهنورد، نخستین زنی است که به طور چشمگیر در رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری ایران شرکت کرده. حضور او در کمپین میرحسین موسوی و تأکیدهای او و همسرش بر اهمیت حضور فعالِ زنان در عرصه‌ی جامعه، زمینه‌ساز انتخاب وزیر زن، ابتدا از سوی کروبی و سپس محمود احمدی‌نژاد شد.

 

زهرا رهنورد متولد ۱۳۲۴ دکترای علوم سیاسی دارد. وی ریاست دانشگاه الزهرا را بر عهده داشته‌است. از رهنورد به عنوان هنرمندی که در مجسمه سازی شهرت یافته نام می برند. رهنورد پیش از انقلاب در رشته مجسمه سازی دانشکده هنرهای زیبا تحصیل کرد و  به عنوان اولین زن کشور به مقام استادی (فول پروفسوری) دست یافت. از این استاد دانشگاه، هنرمند و نقاش تاکنون بیش از 30 جلد کتاب و چندین مقاله در مباحث تئوری هنر، زنان و علمی و سیاسی به چاپ رسیده است.

سایت قلم

از دوست نادیده‌ام آهستان تقاضا می‌کنم به جای توجیه هر اتفاق و به جای اینکه تمام موفقیت‌های رقیب را در راستای اهداف دشمن تعبیر کند، برای شناخت اندیشه‌های اصلاح‌طلبان فراتر از آنچه که رجانیوز و فارس نیوز و صدا وسیما می‌گویند تلاش کند. از خواندن خط به خط بیانیه‌های موسوی ترس نداشته باشد. بدون تعصب.

 

 

*وحید یامین‌پور را از یک برنامه‌ی انتخاباتی می‌شناسم که قبل از انتخابات حدود ساعت 7 پخش می‌شد و در تمام مدت برنامه به شکل‌های مختلف به کاندیداهای اصلاح‌طلب حمله می‌شد. نکته آنکه یامین‌پور از نویسندگان رجانیوز هم هست.

 

پ.ن.1ـ رهنورد را فقط یک بار دیدم. دوم خرداد 1388. زمانی که به همراه همسرش برای سخنرانی به دانشگاه اصفهان آمده بود.

پ.ن.2ـ چون قصدم نوشتن در مورد سوابق خانم رهنورد نبود، توصیه می‌کنم حتماً این نوشته‌ی وحید رو در مورد ایشون بخونید.

پ.ن.3ـ البته در مورد سرکار خانم فاطمه رجبی هم بسیار می‌توان گفت!

 

مخالف من:

روشنفكرترين سبز دنيا هم انتخاب شد ……………………… آهستان

 

مشترک شوید: خوراک


روزی روزگاری بسیج

22 نوامبر, 2009

http://lemonasion.files.wordpress.com/2009/11/2009_11_22.jpg?w=380

 

به بهانه‌ی هفته‌ی بسیج

مشترک شوید: خوراک


وقتی جرج بوش به نفع احمدی‌نژاد سخن می‌گوید

14 نوامبر, 2009

«جرج بوش» كه براي افتتاح «بنياد بوش» به اين دانشگاه رفته بود، در يك سخنراني پرشور، اصلاح طلبان ايران را خط مقدم آمريكا خواند و افزود: آنها با چالش هاي فراواني روبرو هستند و چشم اميدشان به ماست.

رجا نیوز، سایت وابسته به احمدی‌نژاد

فهمیدن این نکته که این اراجیفِ جرج بوش چه کمکی به احمدی‌نژاد و طرفدارانش می‌تواند باشد کار سختی نیست. در این وانفسایی که انقلابیون ایران، از جمله بهزاد نبوی در زندان هستند و اصلاح‌طلبان زیر تیغ تهمت‌هایی از جمله ارتباط با بیگانگان و گرفتن حمایت از امریکا هستند، جرج بوش چه هدفی از مطرح کردن این مطالب می‌تواند داشته باشد؟ آیا واقعاً رئیس جمهور سابق ایالات متحده‌ی امریکا از درک این نکته ناتوان است که صحبت‌هایش تیترِ یکِ رجانیوز خواهد شد؟ اگر واقعاً قصد کمک به اصلاح‌طلبان ایران را داشت، این‌چنین راه را برای مخالفینشان باز می‌کرد؟

وقتی اصلاح‌طلبان ایران متهم به ارتباط با امریکا و قرار داشتن در خط مقدم امریکا باشند، تنها نتیجه‌ای که حاصل می‌شود برخورد‌های خشن‌تر و محدودتر شدن اصلاح‌طلب‌ها خواهد بود. و این چه سودی می‌تواند برای اصلاح‌طلبان داشته باشد؟

مشترک شوید: خوراک


زمانی برای اثبات یک اصل مهم: از خشونت و ترور حمایت نمی‌کنیم

19 اکتبر, 2009

“خیر” تنها پرهیز از خطا نیست، بلکه میل نکردن به خطا هم هست    (دموکریت)

قصدم نوشتن در مورد حادثه‌ی تروریستی شرق کشور نیست. قصدم نوشتن در مورد قضاوت‌هاست. قضاوت‌های ما که در مورد هر حادثه‌ای نظری داریم و برخی را خیر و برخی را شر می‌دانیم. انسان‌ها از همین قضاوت‌ها ساخته شده‌اند. همین قضاوت‌ها در مورد فلان حادثه است که یک نفر را مثلاً به حامی دروغ، تقلب و سرکوب و نفر دیگر را به حامی حقوق شهروندی تبدیل می‌کند. اینکه کسی طرفدار کشتار است یا نه از روی همین قضاوت‌ها و در چنین سکو‌هایی باید سنجیده شود. چه بسا افرادی که داعیه‌ی حقوق زندانیان فلان کشور را دارند ولی وقتی خودشان در جایگاه آن نگهبان یا بازجو قرار می‌گیرند بهتر نمی‌کنند.

حادثه‌ی تروریستی شرق کشور یکی از همین سکوهاست. سکویی برای سنجش اینکه رابطه‌ی ما با خشونت و ترور چگونه است. هیچ دادگاهی در کار نیست. باید به خودمان ثابت کنیم که ما از آن دسته افرادی نیستیم که به نفع خود جنایت و کشتار را توجیه ‌می‌کنند. باید ثابت کنیم که از ترور و خونریزی بیزاریم؛ حتی اگر قربانیِ ترور دشمن من باشد. باید ثابت کنیم که ما بمب‌گذار نیستیم. مهم همین قضاوت‌هاست. مهم این است که آیا می‌توانیم خود را برای بمب‌گذاری و کشتار توجیه کنیم یا نه؟ مهم همین میل به خطاست.

توصیه می‌کنم همه‌ی دوستانی که خود را مدافع صلح و مخالف کشتار می‌دانند در این مورد موضع‌گیری کنند. مهم وبلاگ نیست. حداقل به خودمان نشان دهیم که در هر جایگاه و موقعیتی حاضر نیستیم در مورد کشتار و ترور توجیه شویم و سکوت کنیم.

کمی مرتبط:

دعوت: در مورد هم آوا نشدن با خشونت بنویسیم!……………………آرش کمانگیر

همیشه نانی برای تنور هست………………………………………………محمد معینی

 

مشترک شوید: خوراک


چرا حمید سوریان خائن است؟

12 اکتبر, 2009

حمید سوریان مدال طلای جهانی خود را به محمود احمدی‌نژاد اهدا کرد، تا بحث و جدل‌ طرفداران و مخالفان احمدی‌نژاد بالا بگیرد. عده‌ای او را خائن بنامند و عده‌ای در دفاع از او برآیند.
یکی از کسانی که در دفاع از سوریان فحش‌هایی را نثار ملت کرده، آهستان است. به اولین عبارت وبلاگ آهستان توجه کنید:

لعنت به اين ورزش سياسي…

دقیقاً. من با این عبارت موافقم. لعنت به این ورزش سیاسی. و این اتفاقاً بزرگترین خیانت حمید سوریان است! حمید سوریان که تمام مردم در موفقیت‌هایش شاد شدند و در ناکامی‌هایش اشک ریختند، و در نهایت مدال طلای خود را به سیاست آلوده می‌کند و با اهدای آن به فردی مثل احمدی‌نژاد در واقع مدال طلای خود را از مالکیت تمام مردم در آورده، و به مالکیت بخشی از مردم در می‌آورد. تنها بخشی از مردم (چه بخش بزرگی باشد چه کوچک) که در این وانفسای سیاسی امروز هنوز سنگ مردی را به سینه می‌کوبند که معترضین و مخالفین خود را خس و خاشاک می‌نامد، یا در مقابل خبرنگار و در جواب کشته شدن یکی از فرزندان این خاک، بدون اینکه خم به ابرو بیاورد عکس مروه شربینی را جلوی دوربین می‌گیرد.
در گذشته هم ورزشکار سیاسی داشتیم. هادی ساعی. کسی که در آخرین المپیک تنها مرد موفق ورزش ایران بود. مرد بی‌ادعایی که همواره مردم او را دوست خواهند داشت. چرا؟ چون او همواره خود را متعلق به تمام ایران می‌دانست. هرگز در لحظه‌ی گرفتن مدال عکس کسی را بالا نبرد، یا مدالش را به کسی اهدا نکرد. گرچه همواره طرفدار خاتمی بود… در سیاست هم شرکت کرد. سابقه‌ی حمایت از برخی کاندیداها را هم داردو اما هادی ساعی در سیاست همواره یک فرد بود. نه دارنده‌ی مدال طلا! مدال طلای ساعی هیچ‌وقت به هیچ گروه خاصی تعلق نگرفت. هادی ساعی خائن نیست.
اما حمید سوریان.

راستي از حميد سوريان چه خبر؟ پر افتخارترین کشتی گیر فرنگی کار ایران و قهرمان دنيا.

همان قهرمانی که خوب اوضاع کشور را می‌دانست. می‌دانست که عده‌ای از هموطنانش -عده‌ای از طرفدارانش- دلشکسته‌اند و اعتقاد دارند (به درست یا غلط) که حقی از آنها ضایع شده. همه‌ی این‌ها را می‌دانست. اما مدال خود را به محمود احمدی نژاد اهدا کرد. که چه شود؟ برای تأیید چه؟ برای راندن بخشی از طرفدارانش؟ برای شکستن دل بخشی از آنها که در شادی موفقیتش اشک ریختند؟ برای پشت کردن به بخشی از آنها که فکر می‌کردند در این افتخار سهمی خواهند داشت؟ بله. حمید سوریان خیانت کرد آهستان عزیز. به بخشی از طرفدارانش خیانت کرد. به ورزش خیانت کرد که روز به روز در باتلاق سیاست فرو می‌رود. حمید سوریان به مدال طلای خودش هم خیانت کرد.

پ.ن: دوست عزیز، آهستان گرامی، قرار است از نوشتن عبارت جلبك‌هاي سبز به کجا برسیم؟ یا حتی برسی؟

زنده باد مخالف من:
حميد سوريان خائن است و بايد اعدام شود!………………آهستان

مشترک شوید: خوراک