تذکر: این مطلب صرفاً برای کسانی نوشته شده که نخست به مشارکت سیاسی معتقد هستند، و دوم اصلاحطلب هستند. این مطلب مقایسهای بین موسوی و کروبی است.
1ـ موسوی دارای سابقهای درخشان در مدیریت کشور، آن هم در شرایط بحرانی جنگ است. در اوج بحران جنگ، در کشوری که تازه از انقلاب گذشته و درآمد نفتی سالانه حدود 6 میلیارد دلار دارد، موسوی کشور را از همهی بحرانها نجات داد، تورم را مهار کرد و از درآمد کم نفت، مخارج کشور و مخارج سنگین جنگ را تأمین کرد. در شرایطی که کشور درآمدهای افسانهای نفت را در سالهای اخیر از دست داده، سنگینی تورم بالای 25 درصد را بر گرده دارد، و علاوه بر آن اوج بحرانةای اقتصادی جهانی را در پیش رو دارد، نیاز به چنین مدیری بر همهی نیازهای دیگر مقدم است.
2ـ در شرایطی که فرهنگ و هنر کشور در سالهای اخیر به دلیل بیتوجهی دچار مشکلات فراوانی شده تا جایی که بدترین سالهای سینما و سالهای سرد سینما و کتاب و روزنامه و تئاتر و کنسرتهای موسیقی را پشت سر میگذاریم، روی کار آمدن یک دولت فرهیخته با یک رئیس جمهور هنرمند و روشنفکر که پشتوانهی عظیمی میان قشر فرهنگی و هنرمند دارد، تنها راه نجات فرهنگ و هنر است.
3ـ شاید بهترین راه برای تأمین نیازهای زنان جامعه، حضور زنان در بالاترین سطوح و در مهمترین عرصههاست. امروز مردی برای ریاست جمهوری کاندیدا شده، که همسر خود را ضعیفه خطاب نمیکند. از بودن با او و گرفتن دست او در مقابل دوربینها و در حضور همهی مردم ایران ابایی ندارد. کاندیدایی که در سخنرانیهایش، زنی روشنفکر، هنرمند و صاحب نظر حضور دارد و در عرصهی انتخابات دوشادوش او در حرکت است. بیشک حضور چنین زنی در کنار رئیس جمهور، امیدهای زیادی را برای احقاق حقوق زنان زنده خواهد کرد.
4ـ از آنجایی که به تغییر معتقدیم، چه رأی خاموش باشیم چه طرفدار موسوی و چه طرفدار کروبی، باید اولویت خود را توانایی ایجاد تغییر بدانیم. موسوی یا کروبی، هر دو به تغییر معتقدند. گرچه در لحن کلام تفاوتهایی هست. اما نکتهی قابل توجه این است که کروبی، حتی در صورت انتخاب شدن، (که عملاً و بر اساس نظرسنجیها شانس کمتری دارد) توانایی چندانی برای ایجاد تغییر نخواهد داشت و از موانع به راحتی عبور نخواهد کرد. کروبی در حملات اقتدارگرایان بسیار ضربهپذیرتر خواهد بود. چرا که موسوی هم از پشتوانهی احزاب اصلاحطلب برخوردار است، هم از پشتوانهی برخی از روحانیون برجسته از جمله آیتالله صانعی و آیتالله طاهری، و هم از پشتوانهی برخی گروههای اصولگرا. چنین موقعیت ویژهای به موسوی امکان بیشتری برای ایجاد تغییر خواهد داد. در حالی که حامیان اصلی کروبی یعنی کرباسچی، عبدالکریم سروش، دفتر تحکیم وحدت و مهاجرانی، به راحتی قابل تخریب هستند و نه تنها توان چندانی برای دفاع از کروبی نخواهند داشت، که حتی میتوانند به نقطه ضعف کروبی تبدیل شوند.
زنده باد مخالف من:
کسی از روز غصه، خبر اصلاً نمیده
Tags: ایران, دوم خرداد, خاتمی, اصلاحات, کروبی, انتخابات, میرحسین موسوی

















1 ژوئن, 2009 در 4:46 ب.ظ
من واقعا کشته مرده این جامعه جوگیر خودمون هستم که ییهو همه چی یادشون میره؛ خوب بابا حالا شما از ایشون خوشت میاد و تقریبا بیشتر مردم هم از اون یکی بدشون میاد؛ تا اینجا درست. ولی آخه این سوابق درخشان در مدیریت کشور ؟؟؟؟؟؟؟!!!!! رو از روی چی داری میگی.
4 تا استدلال کردی مثلا، یکی اش بی غرض نیست.
1 ژوئن, 2009 در 5:02 ب.ظ
ممنونم از نظرتون. شاید واقعاً این ایراد به مطلب من وارد باشه که با غرض نوشتم. شاید. سعی کردم منطقی باشه.
اما اولاً منظورتون از جامعهی جوگیر چیه؟ دوماً سوابق درخشان در مدیریت کشور یه چیز قابل اثباته. مدارکش هست. آمار هست. شما میتونید برید مطالعه کنید و ببینید که کمترین تورم رو در زمان موسوی داشتیم، بعد از اون خاتمی، بعد هاشمی رفسنجانی، و بیشترین تورم هم در زمان محمود احمدینژاد. در ضمن این که دیگه قابل انکار نیست که موسوی با درآمد سالانه 6 میلیارد دلار اونم در زمان جنگ که هزینههای خاص خودشو داره، کشور رو اداره کرد.
به هر حال از اینکه نظر دادین ممنونم.
2 ژوئن, 2009 در 9:47 ق.ظ
سلام… از اینکه باز نوشتی خوشحالم خیلی وقت بود هر چی سر می زدم همون پست تکراری بود. وبلاگت یه جای خالیه گنده داره!؟ جای خالیه داستان کوتاه های خودت. همونا که توشون یه عالمه خودت بودی همهء خودت.توی داستانهات هر دو رویکرد اجتماعی و فردیت کنار هم بود و هر کدوم اما به خوبی حرف خودشون رو می زدن. بگذریم که خواننده های قلمت رو بدجوری تو خماری گذاشتی اما بدترش اینه که نوشته هات، قلمت و دستهات رو حبس کردی! نمی دونم کجا و برای چی اما ابعاد وجود آفریده های خدا زیادن نباید محدودشون کرد به هر دلیلی. باید خودتو با همهء ابعاد وجودیش دوست داشته باشی دوست خردادیه من. البته نهایتا این تویی که تصمیم بگیری اینجا چی بنویسی و اینا که گفتم فقط نظر من بود.
راستی از اینکه لحظه شمار یه پیروزیه سبز هستی خوشحالم.
6 ژوئن, 2009 در 2:03 ب.ظ
به نظر بنده در شرایط موجود نیاز به فردی با شهامت داریم که هین خصیصه در اقای کروبی بیشتر از اقای موسوی است
6 ژوئن, 2009 در 3:05 ب.ظ
شهامت یه چیزه، رک گویی و چه طور بگم، ملاحظه نداشتن تو حرف زدن چیز دیگه. آقای موسوی ترسو نیست. کما اینکه برنامهها و شعارهای آقای موسوی نشان دهندهی ترس نیست. مسئله اینه که آقای موسوی شخصیتش طوریه که توی حرف زدن ادب و نزاکت رو میخواد رعایت کنه. و این بد نیست. فقط جلوی بروز دعوا و جبهه گیری طرف مقابل رو میگیره.
10 ژوئن, 2009 در 10:04 ق.ظ
من اگه بميرم هم به موسوي و كروبي كسافت و اون رضايي ترسو راي نميدم