بایگانی برای 'دربارهی درد'دسته بندی
24 سپتامبر, 2009
سران بسیاری از کشورهای جهان در هنگام سخنرانی محمود احمدینژاد در سازمان ملل جلسه را ترک کردند.
دلیل:
برخورد با معترضین در ایران؟ نه.
وضعیت مشکوک انتخابات در ایران؟ نه.
سهراب اعرابی؟ نه.
…؟ نه.
…؟ نه.
…؟نه.
به دلیل انکار هولوکاست.
پ.ن: متن سخرانی احمدی نژاد هم اینجاست اگر مایل بودید.
پ.ن2: دلیل ترک جلسه توسط نماینده کانادا هم اینجاست.
مشترک شوید:
نوشته شده در حقوق بشر و صلح, دربارهی درد, سياست | 1 دیدگاه »
Tags: هولوکاست, کانادا, ایران, احمدینژاد, سازمان ملل
23 سپتامبر, 2009
اون روزهایی که سعید حجاریان ترور شد، سنم خیلی کمتر از اونی بود که بخوام بشناسمش. فقط میشنیدم که همه میگفتن مغز متفکر اصلاحات ترور شده و توی بیمارستانه. سالها بعد، در جریان کاندیداتوری مصطفی معین سعید حجاریان رو شناختم.

حجاریان در دادگاه (نخستین عکسهای پس از بازداشت)
عکس سعید حجاریان رو چاپ کرده بودم و بالای میز تحریرم زده بودم.
سعید حجاریان یکی از کسانی بود که تا وقتی قبول نکرد از نظریاتش برگرده، هیچ سهمی از تلویزیون، این رسانهی به اصطلاح ملی نداشت. دیشب حجاریان رو دیدم که مجبور بود با اون مشقتی که برای صحبت کردن داره، در مقابل یک مجری که در مقابل کسی مثل حجاریان به شدت حقیر به نظر میومد، در مورد
نظریهی سلطانیسم و
فشار از پایین، چانه زنی از بالاحرف بزنه. صحنهای رو تصور کردم که حجاریان رو مجبور میکنن که با همین زبان سنگین، با این زبان زخمی، نظریاتش رو برای یک
بازجو شرح بده. شاید بارها و بارها. و بازجو مدام سؤال خودش رو تکرار کنه و حجاریان مجبور باشه دوباره جواب بده. و همونجا بود که فهمیدم چی بوده که تونسته با یه نظریهپرداز بزرگ کاری کنه، که علیه تمام نظریاتش بایسته…
فکر نمیکنم آقای حیدری در آینده بتونه با این مصاحبه افتخار کنه.
مشترک شوید:
نوشته شده در دربارهی درد, سياست | بیان دیدگاه »
Tags: کودتا, اصلاحات, دادگاه, سعید حجاریان, شکنجه
5 آگوست, 2009
بعد از چین و روسیه، امریکا هم احمدینژاد را به رسمیت شناخت.
دولتها بر سر منافع خودشون با هم تعامل میکنن…
نوشته شده در انتخابات, دربارهی درد, سياست | 3 دیدگاه »
Tags: امریکا, ایران, احمدینژاد, جمهور
1 آگوست, 2009
این هفتهی خاکستری با خبر اعترافات محمد علی ابطحی آغاز شد…
شنبه روز بدی بود، روز بی حوصلهگی
وقت خوبی که میشد
غزلی تازه بگی
ظهر یکشنبهی من، جدول نیمهتموم
همه خونههاش سیاه، روی خونه جغد شوم
صفحهی کهنهی یادداشتهای من، گفت دوشنبه روز میلاد منه
اما شعر تو میگه که چشم من، تو نخ ابره که بارون بزنه
آخ اگه بارون بزنه… آخ اگه بارون بزنه…
غروب سهشنبه خاکستری بود، همه انگار نوک کوه رفته بودن
به خودم هی زدم از اینجا برو، اما موش خورده شناسنامهی من…
عصر چهارشنبهی من، هه! عصر خوشبختی ما!
فصل گندیدن من، فصل جون سختی ما
روز پنجشنبه اومد، مثل سقاهک پیر
رو نوکش یه چیکه آب، گفت به من بگیر… بگیر…
جمعه حرف تازهای برام نداشت. هرچی بود بیشتر از اینها گفته بود…
(متن ترانهی “هفتهی خاکستری” از فرهاد مهرداد)
پ.ن: هرکاری کردم نتونستم توی برچسبها، “آزادی” رو اضافه نکنم.
مشترک شوید:
نوشته شده در دربارهی درد | 2 دیدگاه »
Tags: محمدعلی ابطحی, آزادی, جنبش, دادگاه, زندانی سیاسی
23 جولای, 2009
(قبل از انتخابات، سالن اجتماعات دانشگاه، با بغض، رو به حضار)
میدونین چرا دانشجو ماسک زده؟ چون از وقتی اومدم بالا این آقا (اشاره به انتظامات) داره اسممو میپرسه…
دانشجوی سبزپوش در حالی که ماسک به صورت داره از پلهها میاد پایین و عدهی زیادی از طرفداران موسوی، دختر و پسر، همراه او از سالن میرن بیرون تا نذارن گرفتار بشه.
از بیرون سالن سرود یار دبستانی شنیده میشه.
یکی از خاطرات ماندگار من
مشترک شوید:
نوشته شده در دربارهی درد | 6 دیدگاه »
Tags: موسوی, میرحسین, یار دبستانی, آزادی, انتخابات, جنبش, دانشجو
20 جولای, 2009
حدود یک ماه از تجاوز آشکار ارتش عراق به ایران و تصرف بخشی از خاک این کشور میگذرد. دولت ایران سکوت کرده و بسیج که مدعی دفاع از خاک کشور است در کوچهها مشغول شناسایی و جمعآوری اطلاعات از خانههایی است که شبها الله اکبر میگویند! تمامی رسانههای دولت از جمله صدا و سیما اخبار مربوط به کشته شدن زن مصری به دست یک نژادپرست ولگرد را منعکس میکنند.
هواپیمای فرسودهی ایران در قزوین سقوط کرده و تمامی مسافران تکه تکه شدهاند. دولت ارمنستان عزای عمومی اعلام کرده، و صدا و سیمای ایران کمدی و دوربین مخفی پخش میکند.
درگیریهای خیابانی و برخوردهای شدید و سهراب اعرابی و همه بماند، عراق خوب میداند که این کشور کشور نیست…
مشترک شوید:
نوشته شده در دربارهی درد | 2 دیدگاه »
Tags: ایران, بسیج, جنگ, صدا و سیما, عراق
16 جولای, 2009
نمیدونم ایران داره تاوان چی رو میده. یعنی مردم ایران منظورمه. دارن تاوان چی رو میدن؟ سالهای ساله که داریم از هواپیماهای فرسودهی دست چندم روسی استفاده میکنیم. جونمون رو به چی میسپاریم نمیدونم. نمیدونم تا کی باید تاوان تحریم رو بدیم. تحریم اصلاً چرا باید شامل فروش هواپیمای مسافربری بشه؟ اینو هم نمیدونم. فقط میدونم امروز 150 نفر بیگناه مردن. به خاطر فرسوده بودن و مزخرف بودن یه هواپیما.
لیست حوادث مرگبار ایرانایر از سال 1970
نوشته شده در دربارهی درد | 1 دیدگاه »
Tags: مرگ, ایران, حادثه