بایگانی برای 'سياست'دسته بندی

چرا حمید سوریان خائن است؟

12 اکتبر, 2009

حمید سوریان مدال طلای جهانی خود را به محمود احمدی‌نژاد اهدا کرد، تا بحث و جدل‌ طرفداران و مخالفان احمدی‌نژاد بالا بگیرد. عده‌ای او را خائن بنامند و عده‌ای در دفاع از او برآیند.
یکی از کسانی که در دفاع از سوریان فحش‌هایی را نثار ملت کرده، آهستان است. به اولین عبارت وبلاگ آهستان توجه کنید:

لعنت به اين ورزش سياسي…

دقیقاً. من با این عبارت موافقم. لعنت به این ورزش سیاسی. و این اتفاقاً بزرگترین خیانت حمید سوریان است! حمید سوریان که تمام مردم در موفقیت‌هایش شاد شدند و در ناکامی‌هایش اشک ریختند، و در نهایت مدال طلای خود را به سیاست آلوده می‌کند و با اهدای آن به فردی مثل احمدی‌نژاد در واقع مدال طلای خود را از مالکیت تمام مردم در آورده، و به مالکیت بخشی از مردم در می‌آورد. تنها بخشی از مردم (چه بخش بزرگی باشد چه کوچک) که در این وانفسای سیاسی امروز هنوز سنگ مردی را به سینه می‌کوبند که معترضین و مخالفین خود را خس و خاشاک می‌نامد، یا در مقابل خبرنگار و در جواب کشته شدن یکی از فرزندان این خاک، بدون اینکه خم به ابرو بیاورد عکس مروه شربینی را جلوی دوربین می‌گیرد.
در گذشته هم ورزشکار سیاسی داشتیم. هادی ساعی. کسی که در آخرین المپیک تنها مرد موفق ورزش ایران بود. مرد بی‌ادعایی که همواره مردم او را دوست خواهند داشت. چرا؟ چون او همواره خود را متعلق به تمام ایران می‌دانست. هرگز در لحظه‌ی گرفتن مدال عکس کسی را بالا نبرد، یا مدالش را به کسی اهدا نکرد. گرچه همواره طرفدار خاتمی بود… در سیاست هم شرکت کرد. سابقه‌ی حمایت از برخی کاندیداها را هم داردو اما هادی ساعی در سیاست همواره یک فرد بود. نه دارنده‌ی مدال طلا! مدال طلای ساعی هیچ‌وقت به هیچ گروه خاصی تعلق نگرفت. هادی ساعی خائن نیست.
اما حمید سوریان.

راستي از حميد سوريان چه خبر؟ پر افتخارترین کشتی گیر فرنگی کار ایران و قهرمان دنيا.

همان قهرمانی که خوب اوضاع کشور را می‌دانست. می‌دانست که عده‌ای از هموطنانش -عده‌ای از طرفدارانش- دلشکسته‌اند و اعتقاد دارند (به درست یا غلط) که حقی از آنها ضایع شده. همه‌ی این‌ها را می‌دانست. اما مدال خود را به محمود احمدی نژاد اهدا کرد. که چه شود؟ برای تأیید چه؟ برای راندن بخشی از طرفدارانش؟ برای شکستن دل بخشی از آنها که در شادی موفقیتش اشک ریختند؟ برای پشت کردن به بخشی از آنها که فکر می‌کردند در این افتخار سهمی خواهند داشت؟ بله. حمید سوریان خیانت کرد آهستان عزیز. به بخشی از طرفدارانش خیانت کرد. به ورزش خیانت کرد که روز به روز در باتلاق سیاست فرو می‌رود. حمید سوریان به مدال طلای خودش هم خیانت کرد.

پ.ن: دوست عزیز، آهستان گرامی، قرار است از نوشتن عبارت جلبك‌هاي سبز به کجا برسیم؟ یا حتی برسی؟

زنده باد مخالف من:
حميد سوريان خائن است و بايد اعدام شود!………………آهستان

مشترک شوید: خوراک

برای آزادی سعید حجاریان

1 اکتبر, 2009


سعید حجاریان آزاد شد. بماند که اصلاً سعید حجاریان همیشه آزاد بوده. سعید حجاریان تفکره. جسم نیست. حجاریان این جسم گلوله خورده نیست که بشه زندانیش کرد. اما حالا وقت شعار نیست. حجاریان، این مرد دربند، آزاد شد.
همیشه افتخار می‌کردم که با سعید حجاریان توی یه خط هستم. البته اون کجا و من کجا. ولی حالا اسمش هر چی که هست. من و اون توی یک جبهه هستیم. مطمئنم خیلی‌ها هستند که غصه می‌خورند که چرا کسی مثل سعید حجاریان رو توی جبهه‌ی خودشون ندارن. به خصوص این روز‌ها که دیگه همه حجاریان رو میشناسن و محبوبیتش شاید از همیشه بیشتره.
حجاریان همون کسی‌ه که هیچ‌وقت مقام بالایی در سیاست نداشت. اما دو بار ترور شد{+}. یک بار توسط مجاهدین خلق در سال 60، و یک بار توسط سعید عسگر در سال 78. سعید حجاریان یک بار هم بازداشت شد. بلافاصله بعد از انتخابات 88، قبل از اینکه حتی اظهار نظری کرده باشه دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. هیچ جسمی برای گروه‌های سیاسی این همه وحشتناک نیست! حجاریان اندیشه‌ست. و اندیشه‌ست که این همه دشمن داره.
چهارشنبه، بزرگترین تئورسین سیاسی ایران و جانباز اصلاحات آزاد شد.

پ.ن: به امید آزادی شهاب‌الدین طباطبایی، نفر سمت چپ عکس.

مشترک شوید: خوراک

تنهاترین ملت دنیا

24 سپتامبر, 2009

سران بسیاری از کشور‌های جهان در هنگام سخنرانی محمود احمدی‌نژاد در سازمان ملل جلسه را ترک کردند.
دلیل:
برخورد با معترضین در ایران؟ نه.
وضعیت مشکوک انتخابات در ایران؟ نه.
سهراب اعرابی؟ نه.
…؟ نه.
…؟ نه.
…؟نه.
به دلیل انکار هولوکاست.

پ.ن: متن سخرانی احمدی نژاد هم اینجاست اگر مایل بودید.

پ.ن2: دلیل ترک جلسه توسط نماینده کانادا هم اینجاست.

مشترک شوید: خوراک

حجاریان را اینگونه باید سختی داد…

23 سپتامبر, 2009

اون روزهایی که سعید حجاریان ترور شد، سنم خیلی کمتر از اونی بود که بخوام بشناسمش. فقط می‌شنیدم که همه می‌گفتن مغز متفکر اصلاحات ترور شده و توی بیمارستانه. سال‌ها بعد، در جریان کاندیداتوری مصطفی معین سعید حجاریان رو شناختم.

حجاریان در دادگاه (نخستین عکس‌های پس از بازداشت)

حجاریان در دادگاه (نخستین عکس‌های پس از بازداشت)

عکس سعید حجاریان رو چاپ کرده بودم و بالای میز تحریرم زده بودم.
سعید حجاریان یکی از کسانی بود که تا وقتی قبول نکرد از نظریاتش برگرده، هیچ سهمی از تلویزیون، این رسانه‌ی به اصطلاح ملی نداشت. دیشب حجاریان رو دیدم که مجبور بود با اون مشقتی که برای صحبت کردن داره، در مقابل یک مجری که در مقابل کسی مثل حجاریان به شدت حقیر به نظر میومد، در مورد نظریه‌ی سلطانیسم و فشار از پایین، چانه زنی از بالاحرف بزنه. صحنه‌ای رو تصور کردم که حجاریان رو مجبور می‌کنن که با همین زبان سنگین، با این زبان زخمی، نظریاتش رو برای یک بازجو شرح بده. شاید بارها و بارها. و بازجو مدام سؤال خودش رو تکرار کنه و حجاریان مجبور باشه دوباره جواب بده. و همونجا بود که فهمیدم چی بوده که تونسته با یه نظریه‌پرداز بزرگ کاری کنه، که علیه تمام نظریاتش بایسته…
فکر نمی‌کنم آقای حیدری در آینده بتونه با این مصاحبه افتخار کنه.

مشترک شوید: خوراک

آقای سازگارا، رهبری مردم با موسوی و کروبی خواهد ماند، حتی در زندان!

9 سپتامبر, 2009

خیلی سریع میرم سراغ اصل مطلب. توی این شرایط ویژه‌ی امروز که دفتر آقای کروبی پلمب شده و مشاور ارشد میرحسین موسوی (علیرضا بهشتی) بازداشت شده، بیانیه‌ای منتشر شده از طرف آقایان مخملباف، سازگارا و نوری‌زاده، با این عنوان: مردم ایران هشدار. اول اینکه ما این هشدار رو جدی می‌گیریم و اولین چیزی هم که با شنیدن خبر‌های دیروز به فکرمون رسید همین بود. اما یه نکته توی این بیانیه‌ی چند خطی عجولانه هست. و اونم این بخش از این بیانیه‌ست:

…رهبری جنبش سبز در غیاب آقایان موسوی و کروبی و خاتمی به خارج از کشور منتقل خواهد شد…

با تمام احترامی که برای هر سه تای این آقایون به خصوص آقای سازگارا و بعد از اون برای مخملباف قائلم، اما نمی‌تونم اینو قبول کنم تو این شرایط بحرانی به این راحتی دارن راجع به رهبری این حرکت و رهبری اعتراضات تصمیم می‌گیرن. همونطور که از اول هم اینطور بود، این مردم هستن که تعیین می‌کنن کی باید جلودارشون باشه. نه هیچ‌کس دیگه. در تمام این مدت آقای سازگارا و آقای مخملباف زحمات زیادی کشیدن اما این به هیچ‌وجه پذیرفتنی نیست که تو این شرایط بحرانی بخوان به قول خودشون رهبری اعتراضات رو از جایی به جای دیگه منتقل بکنن. این کار نه تنها هیچ فایده‌ای برای هیچ‌کس نداره، که فقط باعث به هم خوردن اتحاد تو این شرایط خواهد بود. حالا که مردم کروبی، موسوی و خاتمی رو به عنوان جلوداشون انتخاب کردن و همه اونا رو قبول دارن، هیچ‌کسی نمی‌تونه و نباید تلاش کنه جای اونا رو بگیره، حتی اگر موسوی، خاتمی و کروبی هر سه در زندان باشن. آقای سازگارا با اینکه تا اینجای کار هنوز براشون احترام زیادی قائلم اما به نظر من باید همین امروز در مورد این بیانیه جوابگو باشن که چرا باید رهبری مردم، از سمبل‌های این حرکت یعنی موسوی، ‌خاتمی و کروبی بعد از اون همه اقدامات مهم و شجاعانه‌شون به گروه سه نفره‌ی مخملباف، سازگارا و نوری زاده منتقل بشه؟ آقای مخملباف یک کارگردان ستودنی و دلسوز برای مردم بوده و خواهد بود، آقای سازگارا یک همراه خوب برای مردم بوده، و آقای نوری‌زاده هم قابل احترام، اما قرار نیست رهبری این حرکت به خاطر این سه خط بیانیه‌ی عجولانه به جایی منتقل بشه!

لینک مرتبط:
نقدی بر بیانیه: مردم ایران هشدار!

احمدی‌نژاد، و خواندن نامه‌های 5 ساله‌ها

30 آگوست, 2009

آقای ا.ن دقایقی پیش در صحن علنی مجلس در پاسخ به این ادعا که احمدی‌نژاد اهل مشورت نیست، گفت: من یه بچه‌ی 5 ساله برام نامه نوشته بود با همون دست‌خط پیش‌دبستانی، و من باهاش مشورت کردم! شما چطور می‌گید احمدی‌نژاد اهل مشورت نیست؟
همچنین به عنوان نمونه‌ای دیگر، از کودکی سخن گفتند که برای ایشان نقاشی کشیده و قصد داشته به وسیله‌ی آن احمدی‌نژاد را در حل مشکل ترافیک راهنمایی کند، و در این‌باره گفت: من زنگ زدم بهش 20 دقیقه باهاش صحبت کردم که خب؟ شما چی فکر می‌کنید؟ چطوری باید مشکلات رو حل کنیم؟

پ.ن: هرگونه برداشتی آزاد است.

مشترک شوید: خوراک

وبلاگ‌نویسی از درون زندان

27 آگوست, 2009

ابطحی جان بنویس. ولی نگو که قبل از فرستادن این پست‌های زندانی‌، بازجو اون‌ها رو چک نمی‌کنه. نگو که دلت برای نوشتن و وب‌نوشته‌هایت تنگ شده بود که نوشتی. یادم هست که گفتی دوست نداری توی زندان بنویسی. آقای مرآتی هم یادشه. راستش ما هم نمی‌گیم خوب شد که نوشتی. چون دوست داشتیم وبلاگت بیرون از اوین باشه…
ابطحی جان، بنویس. ما میدونیم که این‌ها وب‌نوشته نیست. منتظریم حرف‌های ابطحی رو بشنویم و حرف‌های وب‌نوشته‌های ابطحی رو. فعلاً بنویس. ما منتظر می‌مونیم…

مشترک شوید: خوراک

همه‌ی ابرقدرت‌ها

5 آگوست, 2009

بعد از چین و روسیه، امریکا هم احمدی‌نژاد را به رسمیت شناخت.
دولت‌ها بر سر منافع خودشون با هم تعامل می‌کنن…

برادر، امسال 1388 است!

30 ژوئن, 2009

از کنج ذهنم همش اون بسیجی میاد بیرون، با دوچرخه‌ش. که موقع الله اکبر توی کوچه‌ها میگشت، دنبال طعمه! که گوشش رو تیز می کرد، که بعد رفت به طرف خونه‌ها و بعد با موبایلش کاری کرد. شاید عکس گرفت.
به پرونده‌هایی فکر می کنم که توی این روزها ساخته شد و پرونده‌هایی که ستاره دار شد. به اونایی فکر می‌کنم که توی زندان هستن. که خونواده‌هاشون نمیدونن جزو کدوم گروه از زندانیها هستن. اونایی که آزاد میشن؟ یا اونایی که…
این روز ها زیاد یاد فیلم زندگی دیگران*، یکی از بهترین‌های مجموعه‌ام، و کتاب 1984 می‌افتیم. همه‌مون.
امسال 1388 است. زندگی ما…

*یه روز در مورد این فیلم فوق‌العاده می‌نویسم

مشترک شوید: خوراک

دردا و دریغا وطن من…

24 ژوئن, 2009

دردا، دردا و دریغا وطن من، وطن من…

مشترک شوید: خوراک