بایگانی برای 'انتخابات'دسته بندی
9 سپتامبر, 2009
خیلی سریع میرم سراغ اصل مطلب. توی این شرایط ویژهی امروز که دفتر آقای کروبی پلمب شده و مشاور ارشد میرحسین موسوی (علیرضا بهشتی) بازداشت شده، بیانیهای منتشر شده از طرف آقایان مخملباف، سازگارا و نوریزاده، با این عنوان: مردم ایران هشدار. اول اینکه ما این هشدار رو جدی میگیریم و اولین چیزی هم که با شنیدن خبرهای دیروز به فکرمون رسید همین بود. اما یه نکته توی این بیانیهی چند خطی عجولانه هست. و اونم این بخش از این بیانیهست:
…رهبری جنبش سبز در غیاب آقایان موسوی و کروبی و خاتمی به خارج از کشور منتقل خواهد شد…
با تمام احترامی که برای هر سه تای این آقایون به خصوص آقای سازگارا و بعد از اون برای مخملباف قائلم، اما نمیتونم اینو قبول کنم تو این شرایط بحرانی به این راحتی دارن راجع به رهبری این حرکت و رهبری اعتراضات تصمیم میگیرن. همونطور که از اول هم اینطور بود، این مردم هستن که تعیین میکنن کی باید جلودارشون باشه. نه هیچکس دیگه. در تمام این مدت آقای سازگارا و آقای مخملباف زحمات زیادی کشیدن اما این به هیچوجه پذیرفتنی نیست که تو این شرایط بحرانی بخوان به قول خودشون رهبری اعتراضات رو از جایی به جای دیگه منتقل بکنن. این کار نه تنها هیچ فایدهای برای هیچکس نداره، که فقط باعث به هم خوردن اتحاد تو این شرایط خواهد بود. حالا که مردم کروبی، موسوی و خاتمی رو به عنوان جلوداشون انتخاب کردن و همه اونا رو قبول دارن، هیچکسی نمیتونه و نباید تلاش کنه جای اونا رو بگیره، حتی اگر موسوی، خاتمی و کروبی هر سه در زندان باشن. آقای سازگارا با اینکه تا اینجای کار هنوز براشون احترام زیادی قائلم اما به نظر من باید همین امروز در مورد این بیانیه جوابگو باشن که چرا باید رهبری مردم، از سمبلهای این حرکت یعنی موسوی، خاتمی و کروبی بعد از اون همه اقدامات مهم و شجاعانهشون به گروه سه نفرهی مخملباف، سازگارا و نوری زاده منتقل بشه؟ آقای مخملباف یک کارگردان ستودنی و دلسوز برای مردم بوده و خواهد بود، آقای سازگارا یک همراه خوب برای مردم بوده، و آقای نوریزاده هم قابل احترام، اما قرار نیست رهبری این حرکت به خاطر این سه خط بیانیهی عجولانه به جایی منتقل بشه!
لینک مرتبط:
نقدی بر بیانیه: مردم ایران هشدار!
نوشته شده در انتخابات, سياست | 8 نظرات »
Tags: میرحسین موسوی, کروبی, بازداشت, جنبش سبز, سازگارا
27 آگوست, 2009
ابطحی جان بنویس. ولی نگو که قبل از فرستادن این پستهای زندانی، بازجو اونها رو چک نمیکنه. نگو که دلت برای نوشتن و وبنوشتههایت تنگ شده بود که نوشتی. یادم هست که گفتی دوست نداری توی زندان بنویسی. آقای مرآتی هم یادشه. راستش ما هم نمیگیم خوب شد که نوشتی. چون دوست داشتیم وبلاگت بیرون از اوین باشه…
ابطحی جان، بنویس. ما میدونیم که اینها وبنوشته نیست. منتظریم حرفهای ابطحی رو بشنویم و حرفهای وبنوشتههای ابطحی رو. فعلاً بنویس. ما منتظر میمونیم…
مشترک شوید:
نوشته شده در انتخابات, به عبارتی همینجوری, سياست | بیان دیدگاه »
Tags: وبلاگ, کودتا, انتخابات 88, ابطحی, دادگاه, زندان
5 آگوست, 2009
بعد از چین و روسیه، امریکا هم احمدینژاد را به رسمیت شناخت.
دولتها بر سر منافع خودشون با هم تعامل میکنن…
نوشته شده در انتخابات, دربارهی درد, سياست | 3 نظرات »
Tags: امریکا, ایران, احمدینژاد, جمهور
20 ژوئن, 2009

در روزهای اخیر و پس از اعلام نتایج انتخابات (انتخابات با ص) میرحسین موسوی و مهدی کروبی به خوبی رهبری معترضین و کسانی که برای رسیدن به حقشان تلاش میکنند را به عهده گرفتند. اعتراضات به خوبی سامان داده شد و کمکم اعتراضات به صورت منظم و در سکوت پیگیری شد. اما بیم آن دارم که این سکوت به خود میرحسین موسوی هم سرایت کند و همچون یکی دو روز گذشته خبری از او به ما نرسد. مردمی که اکنون برای احقاق حقوقشان پشت سر موسوی و کروبی حرکت میکنند، نیاز به رهبر دارند. اما اگر جلودارشان بخواهد سکوت کند و با شرایط کنار بیاید مردم از او خواهند گذشت. و آنوقت است که دیگر خبری از سکوت نیست. آنوقت است که باید منتظر شنیدن خبرهای بسیار بدی باشیم.
امیدوارم حالا که آقای موسوی بعد از سالها سکوت خود را شکسته و مردم هم او را شناخته و به او اعتماد کرده اند، دوباره به سکوت طولانی خود فرو نرود و شیخ مهدی کروبی و مردم را در این راه تنها نگذارد.
نوشته شده در انتخابات, سياست | 5 نظرات »
Tags: Coup d’etat, میرحسین موسوی, کودتا, کروبی, آشوب, انتخابات, تقلب
16 ژوئن, 2009

دیروز میرحسین موسوی دیروز در جمع میلیونی عدهای «خس و خاشاک» گفت:
… چون اجازه داده نشد و بنده شنیدم ممکن است مردم حضور پیدا کنند، آمدم تا همه را ضمن دعوت برای دفاع از حق خود به آرامش دعوت بکنم. آمدهام تا بهاری سبز استقامت کنم تا نماد سبز را به یغما نبرند.
شما مردم بتشکن هستید، شیشهشکن نیستید. آن کسانی دیروز اتوبوسها و موتورها را آتش زدند که دیشب به خوابگاههای دانشجویی حمله کردند و وحشیانه ضمن شکستن دست و سر و پا، عدهای را از پنجرهها بیرون ریختند و عدهی زیادی را دستگیر کردند. بنده قویاً خواهان آزادی بیدرنگ همهی این عزیزان هستم و از نیروهای دولتی میخواهم دست از خشونت علیه مردم و فرزندان آنها بردارند.
در بیانیهی جبههی مشارکت هم آمده:
جبهه مشاركت ضمن اینكه دولت و مسئولین انتخابات را مسئول شرائط بوجود آمده میداند از همه هواداران خود میخواهد با هوشیاری كامل اعتراضات خود را در چارچوب های مدنی ساماندهی نمایند و از اقداماتی كه می تواند منجر به تنش و تشنج گردد پرهیز نمایند تا مسئولین وضع موجود نتوانند با ایجاد فضای امنیتی و پلیسی و جو سركوب اصل مسئله و خواست شما را كه ابطال انتخابات است به محاق برند.
اگر قرار باشد این اعتراضات نتیجهای داشته باشد، باید همه پشت سر یک رهبر حرکت کنیم. اجازه دهیم پرچمدار این اعتراضات میرحسین موسوی،مهدی کروبی و سید محمد خاتمی باشند. برندهی خشونت، بیشک آنهایی هستند که در هر فرصتی کوی دانشگاه را در اصفهان و تهران به خون میکشند.
مطالب مرتبط:
ما تغییر روحیه دادیم
لینکهای مرتبط:
به تمام رادیکالها
نوشته شده در انتخابات, سياست | بیان دیدگاه »
Tags: Coup d’etat, میرحسین موسوی, کودتا, آشوب, ایران, احمدینژاد
15 ژوئن, 2009
از 23 خرداد به بعد، آهنگ های Marilyn Manson دیوانه و Marduk را به راحتی هضم می کنم. شاید برایت مهم باشد که بدانی. تویی که رأی مرا…
ای کاش مردم پشت سر موسوی حرکت کنند و از خشونت دوری کنند.
نوشته شده در انتخابات, به عبارتی خودم | بیان دیدگاه »
Tags: Coup d’etat, کوتهنوشت, کودتا, انتخابات, احمدینژاد, خودم, سیاست
14 ژوئن, 2009
آقای احمدینژاد، قلب ما نه پلیس ضد شورش دارد، نه بسیج و سپاه دارد، نه ترسی از بازداشت شدنش داریم! آقای احمدینژاد! اگر بر کرسی ریاست نشستی، در حالی که ما سرکوب شده بودیم و صدایی از ما نشنیدی، اما یادت باشد: ما هرگز پیروزی تو را قبول نخواهیم کرد! قسم به آزادی که نداریم، و قسم به خونهایی که امروز از سر و دست جوانان جاریست، هرگز باور نخواهم کرد. محمود، تو رئیس جمهور من نیستی!
نوشته شده در انتخابات, به عبارتی خودم | 3 نظرات »
Tags: فرهنگ و جامعه, میرحسین, میرحسین موسوی, کروبی, آشوب, انتخابات, احمدی نژاد, احمدینژاد, اصلاحات, تقلب, درگیری
13 ژوئن, 2009
سال 76، گرچه در اون دوران من دبستانی بودم. اما به خوبی حس کردم و هنوز میتونم به یاد بیارم که بعد از پیروزی سید محمد خاتمی، موج امید و سرزندگی چطور همهی ایران رو فرا گرفت. این موج امید عرصهی هنر و فرهنگ رو زیر و رو کرد. چاپ روزنامهها و کتابها و ساخت موسیقی و فیلمهای خوب (نه مثل اخراجیها و چارچنگولی!!!) شدت گرفت. تحولات اساسی توی گفتمان مردم و شعور مردم ایجاد شد. برای اولین بار واژههایی مثل جامعهی مدنی، آزادی، و خیلی کلمات مقدس دیگه رواج پیدا کرد.
سال 88، ابتدای سال، دوباره این واژهها جان گرفتند. دوباره حرف از حقوق بشر و آزادی و اصلاح و فضای باز سیاسی و فرهنگی و شور جامعهی دانشجویی و موج خواستههای همهی اقشار …
کروبی، پیر سیاست، شیخ اصلاحات، میرحسین، پیر سیاست و هنر و فرهنگ. دوباره همه لبخند میزدند. دوباره همه امید گرفتند. دوباره هنرمندان و فرهنگیان امیدوار شدن و به صحنه اومدن…
و حالا دوباره، همهی رؤیاهای قشنگمون مُردن. باز هم نمیشه تو سینما خبری از فیلم خوب گرفت. باز هم نمیشه… باز هم امید مُرد. دیگه حتی به صندوق رأی هم امیدی نیست.
یه بار دیگه و در موقعیت مشابه باید بگم:
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد…
لینکهای مرتبط:
بدون عنوان……………….My light nights
مشترک شوید:
نوشته شده در انتخابات | 1 دیدگاه »
Tags: فرهنگ و جامعه, میرحسین موسوی, آزادی, انتخابات, احمدی نژاد, احمدینژاد, اصلاحات, خاتمی
11 ژوئن, 2009
دورهی تبلیغات تموم شد. تو این مدت خیلی چیزها دیدم. خیلی چیزهای جدید. مثلاً برای اولین بار جمعیت منو منافق خطاب کردند و خیلی موارد دیگه که کم کم اینجا منتشر می کنم. روزهایی که شجاعتم رو بیشتر کرد. روزهایی که منو با اقشار جدیدی آشنا کرد. روزهایی که…
روزهایی که پر از الماس و زنگار بود…
ته نوشت: حالم به هم میخورد از همهی کسایی که برای رقصیدن میومدن یه طرف شهر. اما در کنار اون، هیچوقت کودکان شهرم را اینقدر شاد و زنده ندیده بودم.
مشترک شوید:
نوشته شده در انتخابات, به عبارتی خودم | بیان دیدگاه »
Tags: میرحسین موسوی, انتخابات, خودم
9 ژوئن, 2009
بخشی از یادداشت مسعود کیمیایی در حمایت از میرحسین موسوی:
“من نمیدانم که کسان دیگر نمیدانند، اما میدانم میرحسین موسوی میداند. اگر قرار باشد راه اجرا بر او بسته نشود، میتوانم به آیندهی فرزندانم و تمام شاگردان کلاسهایم که هنر میخوانند امید داشته باشم.
از عمر کاری من چیزی نمانده است. اگر دستهی فیلمهایتان را نگاه کنید، چندتایی از آنها را من ساختهام، روزگار گذراندهام، سرخوشی یاد نگرفتهام، میرحسین موسوی را دیدم که برایش سخت است رئیس جمهور شدن. راست میگوید که برای چه میآید. از تجربههایم اندکی گفتم که بدانید مسئولیت عقیده در سیاست و این همه سال رفته را میدانم.”
چاپ شده در روزنامهی اندیشه نو دوشنبه 18 خرداد
مطالب مرتبط:
ویدئوی روز: ستارههای سبز
مشترک شوید:
نوشته شده در انتخابات, سياست, سینما | بیان دیدگاه »
Tags: میرحسین, میرحسین موسوی, مسعود کیمیایی, انتخابات, ایران, سینما, سیاست