بایگانی برای 'کامپیوتر و اینترنت'دسته بندی
26 سپتامبر, 2009
چند روز پیش در سایت بالاترین یکی از اعضای سایت انتقاد کرده بود که توی بالاترین فقط به تیتر توجه میشه، نه محتوا. خیلیها همونجا نظرشون رو گفته بودن. اما آرش سیگارچی هم توی وبلاگش مطلبی نوشته با عنوان: دفاع از «تیتر» در بالاترین. نکتهای که هست اینه که متأسفانه آقای سیگارچی با آوردن مثالهایی نه چندان مناسب، به جای دفاع از تیتر از سطحینگری دفاع کرده.
به یکی از این مثالها دقت کنید:
راستی شما چطور روزنامه می خوانید؟ آیا از الف اول تا یای آخر می خوانید؟ عموم روزنامه را از نظر می گذرانند. هرجا که تیتر و لید جذب کرد ، مطلب را می خوانند و گرنه می گذرند.
این یعنی یک مثال نادرست. در اینکه تیتر چه نقش مهم و حیاتی در روزنامهنگاری و جذب مخاطب داره هیچ تردیدی نیست. ولی مشکلی که هست اینه که توی بالاترین کسی مطلب رو کامل نمیخونه! و فقط بر اساس تیتر رأی میده. و گلایهی دوستمون که منم حرفش رو قبول دارم از اینه. وگرنه بدیهی و کاملاً منصفانه است که مطلبی که تیتر بهتری داره، توجه بیشتری رو جلب کنه. حالا من یک مثال از بالاترین میزنم:
دیشب خواب دیدم در یک تظاهرات میلیونی منظم خانم ها روسریشون رو برداشتن
این تیتر یک مطلب در بالاترین بود. در قسمت توضیحات نوشته: همین(!)
و لینک، برمیگرده به اکانت توییتر یه نفر که داشته توی توییتر خوابشو تعریف میکرده. این مطلب در بالاترین در مجموع 64 رأی کسب کرده، داغ شده رفته صفحهی اول. در صورتی که این لینک نه هیچ محتوایی داره، نه هیچ ارزشی. من فکر نمیکنم آقای سیگارچی هم منکر این قضیه باشن که این پست هیچ ارزش ژورنالیستی قابل دفاعی نداره. اینجاست که توجه به تیتر، نه تنها هیچ ربطی به قضیهی روزنامه نداره، که میتونه مصداق سطحینگری باشه.
یه مثال دیگه از آقای سیگارچی:
تصور کنید بازی فوتبالی درجریان است. مثل همین دربی نیامده. شما بازی را نمی توانید ببینید ، بالاترین را می گردید ، می بینید ، تیتری نوشته “استقلال صفر – پرسپولیس صفر/ یک تساوی برای آرامش بیشتر در تهران”
شما در این لحظه یک نیاز خبری دارید و آن کسب اطلاع از نتیجه بازی است. آیا با خواندن این تیتر ، نیاز شما رفع شده است؟ اگر فقط دنبال نتیجه باشد ، بله این نیاز شما با دیدن تیتر رفع شده است. حال این به حال شما بستگی دارد. می توانید به کار دیگر تان برسید یا یک رای مثبت به این رای بدهید. این مثبت شما این حسن را دارد که به دیگرانی مثل شما کمک می کند. اگر شما مدتی را صرف یافتن نتیجه بازی کردید ، اگر مثبت ها به تیتری زیاد شود ، مطمئنا دیگرانی که مانند شما دنبال این خبر بگردند ، سریعتر به نتیجه می رسند.
باز هم یک مثال نامناسب. در این مثال تیتر یک خبر رو در خودش جا داده که برای خیلیها میتونه تا همین حدش کفایت کنه. بله. افرادی هستند که فقط به دنبال خبر هستن و همونطوری که آقای سیگارچی خودشون هم گفتهن، اگر کسی فقط به دنبال نتیجه باشه، این نیاز با دیدن تیتر رفع شده. یعنی تیتر توی خودش یه خبر رو جا داده که ممکنه خیلیها دنبالش باشن. اما باز هم فکر نمیکنم بحث ما سر این جور تیترها باشه. مسئله اینه که اگر دقت کنیم، میبینیم که اینروزها بالاترین به شدت شعارزده شده. هر تیتری که حاوی شعار، ابراز احساسات، توهین، پیشگویی یا اینجور چیزهایی باشه امتیاز میگیره. به جرأت میتونم بگم که بهترین مطلب فرهنگی یا هنری با بهترین تیتر اگر حاوی شعار، ابراز احساسات، توهین یا حداقل اسم یه هنرپیشهی معروف نباشه، توی بالاترین امتیاز نمیگیره. به یکی از کامنتها دقت کنید:
واقعا زندا باد باد بالاترینی که لینک فرهنگ و هنر از بی بی سی توش داغ نمشیه ولی دوستان خواب میبینند داغ میشه
) آخه یعنی چی این ؟؟؟ مستحق 1000 تا منفیه به نظر من ! پس من منفی نمیدم چون 1 دونه کمشه ! فرهنگ و هنر ؟؟؟؟؟ 50 تا مثبت ؟؟؟ چه مثبتی در این دیدین شما ؟؟؟ میخواین منم خواب ببینم رهبری عوض شده و جاش جنیفر لوپز اومده ؟
مسئله اینه آقای سیگارچی. وگرنه هیچکس منکر ارزش تیتر در ژورنالیسم (از هر نوعش) نیست.
مشترک شوید:
نوشته شده در به عبارتی همینجوری, وب 2.0 | 3 Comments »
Tags: فرهنگ و جامعه, ژورنالیسم, بالاترین
20 دسامبر, 2008
مصاحبه با شناسنامهداران
نظر کفشپوشان در مورد …
پاسپورتداران فجایع غزه را محکوم کردند.
انجمن کسانی که تا به حال یک کتاب خواندهاند.
مجمع از جلوی روزنامه فروشی رد شوندگان….
بیانیه روی بینی جوشداران در مورد…
برای بیان نظرم در مورد این حرفهای وحید باید بگم که این موارد با وبلاگنویسی از یک جنس نیستند.مثلاً “بیانیه روی بینی جوشداران در مورد…” کلی متفاوت است با این یکی: “نامهی اعتراضی جمعی از وبلاگنویسان در مورد…” چرا؟ چون ما از یک کسی که صرفاً روی بینیاش جوش دارد انتظار نداریم که به دلیل داشتن جوش نظر خاصی ارائه دهد! اما وبلاگنویس انتخاب کرده که عقاید خود را و حرفهایش را منتشر کند و به دیگران ارائه دهد. همه هم از وبلاگنویس چنین انتظاری دارند.چون به قول بامدادی:
وبلاگنویس تولید کنندهی محتوای دیجیتال است و به این معنا، وبلاگ نویس همزمان «کاربر و مولف» است.
وقتی تولید محتوا و ارائهی نظر از ویژگیهای یک وبلاگنویس است، نباید نظر جمعی از آنها را با نظر جمعی از کسانی که صرفاً روی بینی خود جوش دارند مقایسه کرد.
اما از طرف دیگر وحید میگوید:
چطور با یک لغت میشود فلان وبلاگ که هر مقالهاش حاصل کلی زمان و انرژی است را گذاشت کنار یک شعرکپی کن و حادثه تروریستی هند را از زبانشان محکوم کرد؟
اما نخست: آیا خود محکوم کردن حادثهی تروریستی هند، یک شعرکپیکن را به یک وبلاگنویس مؤلف که نظر خود را منتشر میکند، نزدیک نمیکند؟
دوم: آیا همهی شعرکپیکنها در وبلاگشان به حوادث و فجایع واکنش نشان میدهند؟ نه.پس وقتی میگویند نظر وبلاگنویسها، منظورشان وبلاگنویسهایی است که توان اعتراض کردن و نظر دادن را دارند، از خود دارای نظر هستند، و این همان فصل مشترکی است که وبلاگنویسها را به یک صنف نزدیک میکند.
“وبلاگنویس” صفت هم باشد، یک صفت بیمعنی نیست!
لینکهای مرتبط:
«وبلاگنویسی»، صنف؟ صفت؟ سِمَت؟
آقای وبلاگنویس، وبلاگنویسان را دستکم نگیر
من یک وبلاگ نویس هستم – روند یک بحث
وبلاگ نویس
مشترک شوید:
نوشته شده در کامپیوتر و اینترنت | 1 نظر »
Tags: فرهنگ و جامعه, وبلاگ, وبلاگستان
26 نوامبر, 2008
پس از هفت سال،وبلاگستان ایران پویا و سرزنده است.کافیست سری به فرندفید بزنیم،نگاهی به بازیهای متعدد وبلاگی،سایتهایی مثل دیدیش و بالاترین و دو در دو،وضعیت اشتراک لینک در گودر و غیره بیاندازیم تا باورمان شود که وبلاگستان ایران،یک بلاگشهر پویاست.وبلاگستانی متشکل از انواع وبلاگهای تخصصی و عمومی،با وبلاگ نویسانی با هر عقیده و جنسیت و قومیت.رابطهی خوب و صمیمی وبلاگنویسها را هم در فرندفید به خوبی میشود دید.در ظاهر هیچ کم و کاستی نداریم.اما اتفاقات چند روز اخیر در بلاگستان،تا حدی ناامیدمان کرد.
۱ـ مسابقهی وبلاگی دویچهوله: رقابت در هیچ عرصهای بد نیست.انتخاب بهترین وبلاگ هم چیز خوبی است.اما این مسابقه وضعیت چندان مناسبی ندارد.بحث تقلب و رأی اضافه و تهمت و غیره به جایی رسید که نیما اکبرپور، چنین بنویسد.
۲ـ طرح افزایش مشترک آقای فتحی: طرح آقای فتحی،یک طرح بزرگ برای وبلاگستان بود.برای موفقیت این طرح،باید کل وبلاگستان کمک میکرد و متحد میشد.نتیجهی این طرح در نهایت چیزی جز رشد وبلاگستان نبود.به مثال خود آقای فتحی دقت کنید:
مثلا پیشنهاد من این بود که به خواننده های وبلاگهایمان پدیده فیدخوانی را معرفی کنیم. البته این یک پیشنهاد بود! حساب کنید در یک بازه خاص مثلا 100 وبلاگ درباره یک پدیده بنویسند. چقدر در گسترش آن پدیده موثر خواهد بود
این طرح در ابتدا فقط طرحی برای افزایش مشترک بود.اما بعد از مشخص شدن همه چیز و توضیحات فتحی، باز هم بزرگان وبلاگستان هیچ استقبالی از این طرح نشان ندادند.قصد محکوم کردن کسی را ندارم.شاید اگر در ابتدا جزئیات طرح مشخص بود،وضعیت فرق میکرد.
اما در کل واکنش وبلاگستان به گونهای بود که آقای فتحی در توضیحاتش،تقریباً این طرح را شکست خورده اعلام کرد.بررسی این موضوع در کنار حاشیههای مسابقهی وبلاگی دویچه وله،بازداشت حسین درخشان و خوشحالی عدهای و ناراحتی عدهای دیگر نشان میدهد که وضعیت اتحاد در وبلاگستان بحرانی است.
اما از نظر من هنوز هم کار فتحی بیثمر نبوده.چرا که وبلاگستان ایران امروز دارای یک ایده است.ایدهای برای اینکه همه،در یک موضوع مطلب بنویسند:
این که وبلاگها همه درباره یک موضوع خاص بنویسند کمی عجیب نیست؟ اگر وبلاگ نویسان انقدر متحد بودند که خدا رحم باید می کرد بر بدخواه وبلاگستان
)
این ایدهی خوب برای اتحاد وبلاگنویسها،امروز به این شکل درآمده.ترکیب این ایده با ایدهی بازیهای وبلاگی.یعنی وبلاگهای بزرگتر در مورد مطلبی بنویسند،و دیگران را هم دعوت کنند تا در همین موضوع بنویسند.هم به رشد وبلاگهای مستعد کمک میشود،هم به اتحاد وبلاگستان،و هم در این بحثهای موافق و مخالف پیرامون موضوعات مختلف خیلی چیزها نصیب کل وبلاگستان میشود.
امیدوارم وبلاگستان و به خصوص وبلاگهای بزرگتر این طرح آقای فتحی را جدی بگیرند.هدف،در کل،رشد وبلاگستان است.
لینکهای مرتبط:
بازگویی یک ایده
وبلاگستان ناهمانگ
نوشته شده در کامپیوتر و اینترنت | 5 Comments »
Tags: فرهنگ و جامعه, مسابقهی دویچهوله, وبلاگ, وبلاگستان, ایران, حسین درخشان
20 ژوئن, 2008
فایر فاکس ۳ رو که چند روزی هست که از انتشارش میگذره و خیلی هم سر و صدا کرده، دانلود و نصب کردم.نسبت به اون چیزی که شنیده بودم بی نقصتر بود.تنها مشکلاتش به نظر من یکی این بود که تمهای قبلی روش سازگار نبود و همینطور بعضی از اکستنشنها.اما مهمترین اکستنشنی که نبودش احساس میشد،نوار ابزار گوگل بود.من نوار ابزار گوگل رو برای فایرفاکس ۳ دانلود کردم.و گفتم خوبه که خودم آپلود کنم که اگه گوگل به شما اجازهٔ دانلود رو (به خاطر تحریم ایران) نمیده،از این آدرس دانلود کنید.
اگه مشکلی بود توی کامنتها بگید تا درستش کنم.
دانلود نوار ابزار گوگل برای فایرفاکس ۳……….آدرس مستقل
دانلود نوار ابزار گوگل برای فایرفاکس ۳ ……….سایت گوگل
نوشته شده در وب 2.0, کامپیوتر و اینترنت | 4 Comments »
Tags: download, firefox, firefox 3, google, googler toolbar, فایرفاکس, نرمافزار, گوگل, دانلود
13 ژوئن, 2008
اهالی فلیکر تصمیمی گرفتهاند که به نظر من واقعاً شاهکاره.بعد از اینکه ایرانیهای فلیکر راه جمع شدن و کار گروهی در دنیای حقیقی رو یاد گرفتند،حالا میخوان با کمک همدیگه یه نمایشگاه گروهی عکس برگزار کنن.به نظر من این میتونه شروع یک تحول در عکاسی آماتوری ایران باشه.گرچه همهٔ اعضای فلیکر هم عکاسان آماتور نیستن و گاهی عکاسان حرفهای هم با عکساشون توی فلیکر حضور دارن.
این نمایشگاه از امروز،یعنی جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۸۷،در گالری نیکول افتتاح میشه و تا ۲۹ خرداد ادامه داره.البته خوش به حال تهرانیها.و تعداد ۴۰ قطعه عکس از ۳۶ عکاس در این نمایشگاه به معرض نمایش در خواهد آمد.
همونطور که از اسم نمایشگاه پیداست (ایران،غزل بیپایان)،موضوع نمایشگاه طبیعت ایران هست.
به هر حال فلیکر همیشه یه بستر مناسب رو برای عکاسان آماتور به وجود آورده بود که در دنیای مجازی اینترنت با هم ارتباط داشته باشن،عکسهای همدیگه رو ببینن و تبادل نظر کنن.بعد از گردهماییهای فلیکر،برگزاری این نمایشگاه یه گام بلند برای جنبش آماتوری در هنر عکاسی خواهد بود.
هیچی.فقط امیدوارم یه روزی یه همچین نمایشگاهی در هم اصفهان برگزار بشه.و قابل توجه اینکه تعداد اصفهانیهای فلیکر خیلی زیاده.
سایت نمایشگاه
پوستر نمایشگاه
دعوتنامه
آدرس نمایشگاه: (فعلاً برای تهرانیها!) خیلبلن مطهری،بعد از خیابان مفتح،روبروی خیابان سلیمان خاطر،خیابان اکبری،کوچهٔ آزادی،پلاک ۳۱/۱، گالری نیکول
نوشته شده در عکاسی, هنر, وب 2.0 | بیان دیدگاه »
Tags: فلیکر, نمایشگاه, عکاسی, عکس