چرا به قالیباف رأی نخواهم داد؟

19 دسامبر, 2008

نخست باید بگم که همه‌ی استدلال‌های من برای رأی ندادن به قالیباف، با فرض کاندیداتوری محمد خاتمی یا میرحسین موسوی یا نفر سومی با عقاید آنها بوده،و شاید در نهایت وضعیت به گونه‌ای باشد که به ناچار از بین همه‌ی کاندیداها به قالیباف رأی دهم.
اما چرا به قالیباف رأی نمی دهم:
۱ـ مهمترین دلیلی که برای شایستگی قالیباف مطرح میشود،سابقه‌‌ی او در شهرداری تهران است.اما آیا یک شهردار خوب،الزاماً یک رئیس جمهور خوب هم هست؟ اینکه قالیباف سوار موتور سیکلت میشده و به این‌طرف و آنطرف سرکشی می‌کرده،یا با پلیس‌های بداخلاق برخورد می‌کرده و غیره،قرار نیست شایستگی قالیباف را برای ریاست جمهوری توجیه کند.حتی اگر بپذیریم که قالیباف بهترین شهردار تاریخ تهران هم بوده،باز دلیل نمی‌شود که قالیباف رئیس جمهور خوبی هم باشد.
امیدوارم فراموش نکرده باشید که احمدی‌نژاد در تهران به دلیل شهردار بودنش رأی خوبی آورد!

۲ـ معتقدم در شرایط فعلی، به چیزی بیش از یک مدیر خوب در بالاترین مقام اجرایی کشور نیاز داریم.به فرض که هیچ ایرادی به مدیریت قالیباف وارد نباشد؛اما در شرایط امروز مدیریت خوب کافی نیست.ما نیاز به اصلاحات گسترده داریم.در خیلی از زمینه‌ها باید تکلیف خودمان را روشن کنیم.مذاکره با امریکا، روزنامه، سینما، پرونده‌ی هسته‌ای، وضعیت چاپ کتاب، سانسور، پوشش و خیلی مسائل دیگر که اغلب فرهنگی هستند.در کشور ما پیرامون این مسائل نظرات بسیار متفاوت است.
ما باید به کسی رأی دهیم که تکلیف را روشن کند که قرار است چه اتفاقی بیافتد؟ حقوق زنان داریم یا نداریم؟ آزادی مطبوعات داریم یا نداریم؟ اهل مذاکره هستیم یا نیستیم؟ ما نیازمند یک رئیس جمهور معتدل و میانه‌رو که همه چیز را فقط مدیریت می‌کند نیستیم! باید به کسی رأی دهیم که پرچمدار باشد.او باید بداند که برای چه به او رأی داده‌اند، از او چه انتظاری می‌رود و مردم به دنبال چه چیزی هستند!
از نظر من قالیباف یک کاندیدای خنثی است و در عمل هم خنثی خواهد بود.به قول طرفدارانش که می‌گویند: اصولگراست،اما در عمل به اصلاح‌طلبان نزدیکتر است! پس نباید از قالیباف در مقام رئیس جمهور انتظار تحول عمده‌ای در زمینه‌ی مجوز چاپ و سانسور و آزادی مطبوعات و غیره داشته باشیم.چون او یک مدیر میانه‌رو است.حتی خود او هم نمی‌داند مردم برای چه به او رأی داده‌اند.اصولگرا بودنش؟ اصلاح‌طلب بودنش؟ مدیریتش؟ خوشگلیش؟ یا چیز دیگر!

۳ـ عکس‌های قالیباف را با لباس خلبانی و سوار بر اسب و غیره در انتخابات ریاست جمهوری پیشین یادتان هست؟ آیا قالیباف خیال می‌کند خلبان بودنش و این دست تبلیغات پوپولیستی برای او رأی می‌آورد؟ گمان نمی‌کنم بی‌تأثیر هم باشد! قالیباف علاوه بر مدیر خوب، یک پوپولیست خوب هم هست!

۴ـ نظانی بودن را نمی‌توان با درآوردن لباس نظامی و با نشاندن لبخند از خود دور کرد.قالیباف یک نظامی است.

۵ـ کشور علاوه بر رئیس جمهور، به شهردار و مدیر خوب هم نیازمند است.چرا هرکسی سر جای خود نباشد؟ اگر قالیباف شایسته‌ی شهرداری تهران است، چرا او را از تهران دریغ کنیم و در عرصه‌ی دیگری بیازماییم که هیچ تضمینی برای کار‌آمدی‌اش در آن عرصه نیست؟

۶ـ پست ریاست جمهوری، بر خلاف شهرداری یک پست کاملاً سیاسی است. قالیباف هیچ‌گونه سابقه‌ی سیاسی در کارنامه‌ی خود ندارد.هیچ‌گاه فعالیت حزبی نداشته،در هیچ جلسه‌ی سیاسی با بزرگان سیاست حضور نداشته، هیچ‌گاه در تصمیم‌گیری‌های سیاسی نقشی نداشته و خلاصه همیشه -چه در زمان فعالیتش در نیروی انتظامی و چه بعد از آن- از میدان سیاست دور بوده.آیا بعد از به دست آوردن پست محبوبش (ریاست جمهوری) خواهد توانست از پس مشکلات سیاسی رو در رویش برآید؟ به خصوص در شرایط دشوار کنونی.اینجا دیگر فرصتی برای زمین خوردن و برخاستن نیست!

۷ـ تا زمانی که هنوز اسامی افرادی مثل میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی برای کاندیداتوری مطرح است،نام بردن از چهره‌ی بین‌المللی قالیباف کار درستی نیست!

درپایان می‌توان گفت قالیباف در نهایت موفقیتش،وضعیت کشور را مدیریت خواهد کرد و به اوضاع کمی سر و سامان می‌دهد. از او نباید انتظار اصلاحات فرهنگی،سیاسی،و حتی اقتصادی داشت!

پ.ن: دوست داشتم کمتر در مورد سیاست بنویسم.اما گاهی آدم طاقت نمی‌آره!

لینک مرتبط:
چرا به قالیباف رای خواهم داد؟

نوشته‌های مرتبط:
کروبی،سوپراستار خبر 20:30

مشترک شوید: خوراک

Advertisements

6 پاسخ to “چرا به قالیباف رأی نخواهم داد؟”


  1. امیر جان مارو که قابل ندونستی مستقیم دعوت کنی اما از آنجائیکه ما فضولیم و به هرجا سرک میکشیم خب باید بیایم بخونیم و افاضات از خودمون در کنیم.
    0 : (پاراگراف قبل از شماره 1) نفر سومی هم اگر باشد مطمئنا به بی‌خاصیتی سید ممد یا میر حسین خواهد بود که انتظار برآورده شدن شروطشون رو دارن. ضمن اینکه سید ممد با میر حسین از زمین تا آسمون فرق داره،‌ با هم اشتباهشون نگیر.
    1 : شهردار تهران بودن حتما و قطعا دلیل کافی نیست اما بلاخره نشانه عضوی بسیار شریف و قوی در میان پاهاست که اجازه درافتادن با خیلی ناملایمات و مخالفتها رو میده.
    2 : ببخشیدا اگر مدیریت کافی نیست پس چی کافیست؟ سید محمد در مدت 8 سال ریاست جمهوری چه چیزی بیشتر از یک محافظه‌کار ترسو و بدون همون عضو شریف بند 1 از خودش نشون داد؟ ملت کم ازش حمایت کردن؟ اونچیزهایی که باید تکلیفمون رو باهاش روشن کنیم نیز نیاز به همون عضو مندرج در بند 1 داره داداش.
    3 : من سوادم به پوپولیست و این حرفها نمیرسه اما قطعا جیگر بودن یکی از عوامل رای آوردنه، گریه سید ممد رو که تو انتخابات دوره دومش یادت نرفته؟
    4 : به نظر من نظانی بودن یک حسن بزرگه. تو این مملکت هردمبیل بدون نظن، نظن یک ناظن میتونه خیلی کارآمد باشه.
    5 : بحثی نیست، قالیباف سرجای خودش باشه اما رئیس جمهور هم مثل سید ممد و میر حسین بی‌خاصیت و طلبکار نباشه.
    6 : اخوی فکر نمیکنی که شهردار تهران شدن هلو هلو برو تو گلو باشه که؟ برای این پست باید از 7 خوان رستم و ایضا سیاستهای مربوطه گذشت.
    7 : داداش بین‌الملل رو بیخیال، داخل‌الملل رو دریاب.
    در پایان : میشه بگی اگه گروهی مدیریت بخوان و اصلاحات نخوان کیو باید ببینن؟

    پ.ن : طاققتتو عشق است.


    • دوست گرامی،جناب یکی مثل خیلی‌ها
      اگه سر فرصت و با حوصله‌ی کافی مطلب رو خونده بودین متوجه میشدین که گفتم اگر مدیریت کافی نیست چی کافیه.عرض کردم ما یه سری مشکلاتی داریم که باید از ریشه حل بشه.باید تکلیفشون رو از ریشه مشخص کنیم.مثال هم زدم.
      در ضمن من از عملکرد آقای خاتمی در طول هشت سال ریاست جمهوریشون دفاع نمی‌کنم.انتقاد هم دارم.اما در اون دوره ما تکلیف یک سری چیز‌ها رو روشن کردیم.اینکه چه خواسته‌هایی میتونیم داشته باشیم،از چه حقوقی میتونیم حرف بزنیم،چه کتاب‌هایی رو حق داریم چاپ کنیم،چه انتقاداتی رو می‌تونیم توی روزنامه‌ها مطرح کنیم و چه حرف‌هایی بزنیم.ما در زمان آقای خاتمی بود که یاد گرفتیم کاریکاتور رئیس جمهور رو هم میتونیم بکشیم.حتی اگه روحانی باشه! در زمان خاتمی بود که فهمیدیم میشه با فرانسه و انگلیس و خیلی‌های دیگه سر میز مذاکره بشینیم،میتونیم توی سینما فیلم‌های مفهومی،هنری،اعتراضی و غیره ببینیم.من فکر نمی‌کنم اگه ریاست جمهوری خاتمی رو از سر نگذرونده بودیم،امروز می‌تونستیم با جرأت از گفتگو با امریکا حرف بزنیم.خود خاتمی موقع رفتن گفت: زمان کاندیداتوری من،من جرأت نمی‌کردم از رابطه با امریکا حرف بزنم.اما خوشحالم که امروز،هیچ کاندیدایی نیست که از مذاکره با امریکا حرف نزنه! یادتون که نرفته؟
      من نمی‌خوام بگم کارنامه‌ی اصلاحات درخشانه.به خصوص در قضیه‌ی کوی دانش.گاه.اما خاتمی اولین تجربه‌ی یک گروه از این ملت،برای کار اجرایی و مقابله با مشکلات بود.
      سعید حجاریان،یار نزدیک خاتمی رو یادتون هست؟ اما با این حال خاتمی در قضیه‌ی قت.ل‌های زنجیره‌ای تا جایی که میتونست پافشاری کرد و کنار نکشید.پس خاتمی خیلی هم بی دل و جرأت نبود! اما انتظار همه‌ی ما بیشتر بوده و هست.البته من قصد دفاع از عملکرد گذشته‌ی خاتمی رو ندارم.ولی فکر می‌کنم بهترین گزینه در حال حاظر خود خاتمی است.چون نسبت به میرحسین شانس بیشتری برای رأی آوردن داره.

  2. گورنوشت Says:

    ۱- مهمترین دلیل من برای رای دادن به قالیباف سابقه‌ی مدیریت موفق او نیست. دلایل من نگاه سیستماتیک و پروژه ای او به مدیریت و سیاست٬ جاه‌طلبی در عین مقید بودن به اصول دموکراتیک٬ کمتر بودن موانع و حساسیت‌ها روی او٬ اهل مبارزه بودن او٬ و فرهنگ حل مشکل به جای پیدا کردن مقصری ست که بهش عمل میکنه. قبلن هم تاکید کردم که این آخری به نظرم از بقیه مهمتره. منطقن لزومی نداره از یه شهردار خوب یه رییس جمهور خوب در بیاد کما این که لزومی نداره از یه وزیر ارشاد خوب (خاتمی) یه رییس جمهور خوب در بیاد. البته بعیده از یه شهردار بد (مث اون چیزی که احمدی‌نژاد برای تهران بود) یه رییس جمهور خوب در بیاد. اون چیزی که باعث انتخاب احمدی‌نژاد شد نمایندگی درست یک طیف فکری بود نه تجربه‌ی مدیریت اجرایی؛ اتفاقی که برای خاتمی هم در سال ۷۶ افتاد.

    ۲- مشکل اصلی این استدلالت اینه که رییس جمهور رو با روشنفکر و انتخابات رو با رفراندوم اشتباه گرفتی. من چیزی مث مذاکره با امریکا رو خیلی قریب‌الوقوع میدونم مشروط به این که احمدی‌نژاد رییس جمهور نشه تا طرف امریکایی برای مذاکره توجیه داشته باشه و خاتمی هم رییس حمهور نشه تا مرکزیت قدرت در ایران مانع‌تراشی نکنه. در مورد فرهنگ هم رییس جمهور باید مجری باشه و تکلیف ما با سینما و کتاب و پوشش رو روشنفکری و افکار عمومی مشخص میکنه. این‌ها که شما میگی یعنی اگه خاتمی بیاد و بگه روزنامه‌ها تندرو هستند (کما اینکه بارها طرفداران خودش رو به این تندروی متهم کرد) حق با اوست و تکلیف مشخص شده.

    ۳- پوپولیزم جزئی از انتخاباته و اگر کسی به این بازی تن نده اشتباه کرده. مهم اینه که جایگاه کاندیداتوری و ریاست جمهوری اشتباه گرفته نشه. من بازی گریه‌ی خاتمی قبل از انتخابات دور دوم رو متذکر میشم و میگم اون اوج پوپولیزم و برانگیختن احساسات کور مردم بود.

    ۴- چرا نظامی بودن رو نمیشه با در آوردن لباس در آورد؟ مگه ژنتیک تغییر میکنه؟ مگه همه چیز نظامی بودن بده؟ یادآور میشم اگه استالین و هیتلر نظامی بودند چرچیل و آیزنهاور هم نظامی عالیرتبه بودند. جان مک‌کین و جان کری هم هر دو نظامی عالیرتبه بودند. اگر قرار باشه بین یک نظامی یا یک روحانی و فقط به اتکا به همین یک موضوع انتخاب کنم حتمن به نظامی رای میدم.

    ۵- چون نه تهران قراره همیشه با یک شهردار بچرخه و نه کشور همیشه با یک رییس جمهور. اگه فرض رو بر این بذاریم که تجربه‌ی ریاست جمهوری ملاک تعیین رییس جمهور آینده باشه باید به گزینه‌ی رییس جمهور مادام‌العمر تن بدیم. وگرنه رزومه‌ی قالیباف نسبتن ایده‌آله چون هم در مسند فرمانده نیروی انتظامی سابقه مدیریت کشوری داشته و هم در کسوت غیر نظامی شهردار تهران بوده که فکر کنم در حد وزارت ارشاد (خاتمی) و وزارت علوم (معین) بوده باشه.

    ۶- موافق نیستم که ریاست جمهوری یک پست صرفن سیاسیه. ضمنن در ایران نمیشه سیاسی نبود و فرمانده نیروی انتظامی یا شهردار تهران شد. قالیباف سابقه‌ی فعالیت حزبی داشته و حزبش آخرین انتخابات شورای شهر تهران رو برده. در عین حال سمپات ایثارگران محسوب میشده. گرایش سیاسی او هم در جریان اصول‌گرایی این کشور تعریف میشه. من فقط میتونم بگم از نظر سیاسی ایشون ایده‌آل من نیست کما این که از نظر سیاسی کروبی و میرحسین هم ایده‌آل من نیستند.

    ۷- من نمی‌دونم چرا اسم میرحسین رو کنار خاتمی میاری. چهره‌ی قالیباف به مراتب بین‌المللی تر از امثال میرحسین هستش. میشه بگی فعالیت بین‌المللی میرحسین چی بوده و کی تو دنیا میشناسه ایشون رو؟ از طرف دیگه اگر قرار باشه به میرحسین دهه‌ی شصت رای بدیم که من هرگز این کارو نمی‌کنم و اگر میرحسین تغییر کرده سکوت و حاشیه‌نشینی او چیزی از تغییر بینش سیاسی او به من نشون نداده. تاریخ نشون داد چهره‌ی بین‌المللی خاتمی هم تا وقتی مرکزیت قدرت در ایران در مقابل او قرار داره کارامد نخواهد بود.


    • به گورنوشت عزیز:
      ۰ـ من به ترتیب مواردی که شما گفتید پیش نمی‌رم.اون چیزی که به ذهنم میرسه رو می‌گم.

      ۱ـ باز هم میگم که مدیریت موفق در اداره‌ی یک شهرداری -حتی اگه اون شهر تهران باشه- نمیتونه سابقه‌‌ای درخشان و قابل ذکر برای یک کاندیدای رئیس‌جمهوری به حساب بیاد.چرا؟ چون باز هم میگم که کار شهرداری هیچ ارتباطی با سیاست نداره.گرچه شما حق دارید! در مملکت ما کسی بدون سیاسی بازی به این پست نمی‌رسه.اما این توجیه خوبی نیست که بگید پس شهردار تهران یا رئیس پلیس سیاست می‌دونه!
      و لازمه اینم بگم که من سعی می‌کنم هیچ وقت تا جایی که میشه به یک شهردار سابق برای ریاست جمهوری رأی ندم.چون یک شهردار،اداره‌ی مملکت رو با اداره‌ی شهرداری یکی می‌دونه! نمونه‌اش آقای احمدی‌نژاد که تعریفش از توسعه ساختن ورزشگاه برای دختر‌ها و پسرها و پل و غیره است! حالا تصور کنید شهردار سابقی را، که قبل از شهرداری یک نظامی بوده! آن هم از نوع نیروی انتظامی و پلیس!

      ۲ـ چرا نظامی‌بودن از طرف دور نمیشه؟ ساده است.یک رئیس پلیس در تمام طول خدمتش با زیر‌دستهاش و مجرمین سر و کار داشته! فضای نظامی و انتظامی به نظرش کاملاً عادی و معمولی میاد.به برخورد تند عادت کرده.نه در مدت چند روز،به مدت چند سال حتی گاهی تا چند دهه توی فضای نظامی و انتظامی زندگی کرده! دستور دادن و دستور شنیدن براش از هر چیزی عادی‌تره.یادآوری می‌کنم سرکشی‌های مدیرانه و مدبرانه‌ی قالیباف رو به زیر مجموعه‌هاش،چه در نیروی انتظامی و چه در شهرداری.و شما میگید به رفتار دیپلوماتیک رو آورده؟ نشونش چیه؟ کاندیدا شدن برای ریاست جمهوری؟!!! کسی که عمرش رو در خدمت نیروی انتظامی یا ارتش صرف کرده، میتونه مشکلات فرهنگی،اقتصادی،سیاسی و بین‌المللی کشوری مثل ایران رو با این همه پیچیدگی‌های پیش رو حل کنه؟

      ۳ـمن رئیس جمهور رو با روشنفکر اشتباه نگرفتم.وگرنه اسم‌های دیگری رو اینجا مطرح می‌کردم.نه خاتمی! اما به نظر من یکی از مهمترین نیاز‌های ما -در مسئله‌ی ریاست جمهوری و قدرت اجرایی- نزدیک بودن رئیس جمهور به گروه روشنفکر‌هاست.چرا؟
      نخست اینکه تا زمانی که مقام اجرایی کشور از روشنفکر‌ها بیزاره، اون‌ها رو به حاشیه میرونه، و بهشون میدون نمیده اون‌ها هیچ کاری نمیتونن بکنن. نه میتونن کتاب چاپ کنن، نه جلسه‌ای برگزار کنن (مگر توی خونه‌هاشون و کافی شاپ‌ها!) و نه کار دیگری.
      دوم اینکه اگه روشن‌فکر‌های جامعه از رئیس جمهور حمایت نکنن، به طورحتم رئیس جمهور هم هیچ اصلاح فرهنگی قرار نیست انجام بده. چون نه پشتوانه‌ی مردم رو داره و نه روشنفکر‌ها رو و نه اصلاً روشنفکر‌ها جرأت لازم رو برای بیان نظرشون دارن.
      سوم اینکه اصلا کسی که به روشنفکر‌ها نزدیک نیست قرار نیست تفکرات خیلی نوگرایانه و خاصی داشته باشه! همینطور که قالیباف هم هیچ حرفی از تحول فرهنگی نزده و نمیزنه و اصلاً بلد نیست بزنه! بلکه کاری که با روحیه‌ی کسی مثل قالیباف جور در میاد، پیچوندن گوش آدم‌های کم کار است!

      ۴ـ من انتخابات رو هم با چیزی اشتباه نگرفتم! اما باز هم یکی از چیز‌هایی که ما نیاز داریم یک انتخاب معنی دار هست.کاری که توی دوم خرداد ۷۶ اتفاق افتاد.انتخاب مردم معنی‌دار بود.خیلی از خواسته‌های مردم مشخص شد و نمی‌‌تونید انکار کنید که فضای جامعه از همون روز به طور کلی عوض شد! و بیش از اون که خود خاتمی بخواد کاری بکنه که اجازه بدن یا ندن -چیزی که شما خیلی نگرانش هستید!- همین تغییر جو و روحیه‌ی مردم بود که خیلی چیز‌ها رو عوض کرد. نوسنده‌ها شروع به نوشتن کردن، فیلمساز‌ها شروع به ساختن کردند -باز هم نمی‌تونید بالا رفتن ارزش آثار سینمایی اون دوره رو، با پیش کشیدن موضوع بی‌بند و باری یک سری از این مسائل منکر بشید- روزنامه‌های زیادی فعال شدن که یه تحول در مطبوعات به وجود اومد و غیره. این اتفاقات در ۱۰۰ سال ریاست جمهوری قالیباف نخواهد افتاد.اما با مطرح شدن نام خاتمی به عنوان رئیس جمهور افتاد! چون او پرچمداربود! پرچمدار بخشی از جریان روشنفکری و بخشی از خواسته‌های مردم.

      ۵ـ در مورد چهره‌ی بین‌المللی میرحسین موسوی صحبت کردید. فکر می‌کنم یادتون رفته بود که ایشون روزی نخست وزیر بودند و قطعاً هرچی که باشه یک نخست وزیر خیلی شناخته شده تر است تا یک شهردار! اینطور نیست؟ از حیثیت بین‌المللی خاتمی هم که دیگر نیازی نیست دفاع کنیم.اگر قالیباف یکی از مدعوین اجلاس داووس بود، خاتمی در داووس و خیلی جاهی دیگر یکی از سخنرانان بود!

      ۶ـ اینکه کسی روزی از یک حزب دفاع کرده یا حزبی از او در یک انتخابات دفاع کرده باشد ملاک سیاسی بودن نیست! اگر خاطرات موسوی لاری و غیره را خوانده باشید خواهید دید که خاتمی یکی از کسانی بوده که در جلسات سیاسی اطرافیان میرحسن موسوی شرکت می‌کرده.و در زمان تصمیم‌گیری برای انتخابات سال ۷۶ در همان جلسات ابتدا نام میرحسن موسوی، و سپس خاتمی مطرح می‌شود.

      ۷ـ درسته که حدی از پوپولیسم در انتخابات غیر قابل اجتناب است.اما خودتان مقایسه کنید:
      الف)خاتمی با گریه از مردم به خاطر براورده نشدن انتظاراتشان از آنها عذر‌خواهی می‌کند تا باز هم به او رأی دهند
      ب) قالیباف لباس خلبانی می‌پوشد و کنار هوا‌پیما می‌ایستد و با عینک دودی ژست می‌گیرد تا مردم به او رأی دهند!
      این رو هم فراموش نکنید که من اگر از خاتمی نام می‌برم، منظورم کسی مثل خاتمی هست. خودش یا کسی با ویژگی‌های اون.ما حتی هنوز اصلاً نمی‌دونیم که خاتمی قرار هست بیاد یا نه!
      در ضمن اگر از خاتمی دفاع می‌کنیم،انتقاداتمون هم از عملکردش به جای خودش هست.
      ممنون که نظر میدین.
      .
      فکر کنم خیلی طولانی شد!


  3. […] در ادامه‌ی پست چرا به قالیباف رای می‌دهم بخونین. [لینک] در ضمن یه کامنتی اومده رو مطلب جنبش برای اورگازم زنان […]

  4. saeed Says:

    به نظر من قاليباف مردبزرگ واز چهرههاي برتر مملكته ومديريت كم نظيري داره چونواقعا در يه وضعيت سختي انتظامي رو تحويل گرفت زمان ناامنيهاي شرق كشور وتنشهاي سياسي وشلوغي دانشگاهها وبخوبي اقدام كرددرشهرداري هم ظاهرا موفق بوده


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: