Posts Tagged ‘اصلاحات’

برای آزادی سعید حجاریان

1 اکتبر, 2009


سعید حجاریان آزاد شد. بماند که اصلاً سعید حجاریان همیشه آزاد بوده. سعید حجاریان تفکره. جسم نیست. حجاریان این جسم گلوله خورده نیست که بشه زندانیش کرد. اما حالا وقت شعار نیست. حجاریان، این مرد دربند، آزاد شد.
همیشه افتخار می‌کردم که با سعید حجاریان توی یه خط هستم. البته اون کجا و من کجا. ولی حالا اسمش هر چی که هست. من و اون توی یک جبهه هستیم. مطمئنم خیلی‌ها هستند که غصه می‌خورند که چرا کسی مثل سعید حجاریان رو توی جبهه‌ی خودشون ندارن. به خصوص این روز‌ها که دیگه همه حجاریان رو میشناسن و محبوبیتش شاید از همیشه بیشتره.
حجاریان همون کسی‌ه که هیچ‌وقت مقام بالایی در سیاست نداشت. اما دو بار ترور شد{+}. یک بار توسط مجاهدین خلق در سال 60، و یک بار توسط سعید عسگر در سال 78. سعید حجاریان یک بار هم بازداشت شد. بلافاصله بعد از انتخابات 88، قبل از اینکه حتی اظهار نظری کرده باشه دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. هیچ جسمی برای گروه‌های سیاسی این همه وحشتناک نیست! حجاریان اندیشه‌ست. و اندیشه‌ست که این همه دشمن داره.
چهارشنبه، بزرگترین تئورسین سیاسی ایران و جانباز اصلاحات آزاد شد.

پ.ن: به امید آزادی شهاب‌الدین طباطبایی، نفر سمت چپ عکس.

مشترک شوید: خوراک

Advertisements

خرداد سبز

1 ژوئن, 2009

نخست اینکه آدم وقتی 4 ماه اینترنت رو توی کافی‌نت دیده، انگار خواب اصحاب کهف رفته. الان به سختی دارم با فضای انتخاباتی وبلاگستان آشنا می‌شم.
دوم در مورد میرحسین موسوی. اگه راستش رو بخواین من اون اول نظرم روی خاتمی بود. از اومدنش هم خوشحال شدم. اما میرحسین موسوی رو هم در کنارش دوست داشتم. بعد که خاتمی کنار کشید، از موسوی دلخور شدم. به علاوه‌ی اینکه به نظرم افکارش متفاوت از خاتمی و میانه‌رو میومد. اما گذشت. با موسوی بیشتر آشنا شدم. با حرف‌هاش و شرافتی که توی چهره‌اش پیداست.
دلایل رأی دادن و مشارکت سیاسی زیاده. دلایل رأی دادن به موسوی هم همینطور. تو پست‌های بعدی دلایلم رو می‌گم.
همیشه خرداد رو دوست داشتم. و خوشحالم که توی خرداد به دنیا اومدم. اما امسال، این خرداد سبز رو خیلی خیلی دوست دارم!

مشترک شوید: خوراک

چرا به قالیباف رأی نخواهم داد؟

19 دسامبر, 2008

نخست باید بگم که همه‌ی استدلال‌های من برای رأی ندادن به قالیباف، با فرض کاندیداتوری محمد خاتمی یا میرحسین موسوی یا نفر سومی با عقاید آنها بوده،و شاید در نهایت وضعیت به گونه‌ای باشد که به ناچار از بین همه‌ی کاندیداها به قالیباف رأی دهم.
اما چرا به قالیباف رأی نمی دهم:
۱ـ مهمترین دلیلی که برای شایستگی قالیباف مطرح میشود،سابقه‌‌ی او در شهرداری تهران است.اما آیا یک شهردار خوب،الزاماً یک رئیس جمهور خوب هم هست؟ اینکه قالیباف سوار موتور سیکلت میشده و به این‌طرف و آنطرف سرکشی می‌کرده،یا با پلیس‌های بداخلاق برخورد می‌کرده و غیره،قرار نیست شایستگی قالیباف را برای ریاست جمهوری توجیه کند.حتی اگر بپذیریم که قالیباف بهترین شهردار تاریخ تهران هم بوده،باز دلیل نمی‌شود که قالیباف رئیس جمهور خوبی هم باشد.
امیدوارم فراموش نکرده باشید که احمدی‌نژاد در تهران به دلیل شهردار بودنش رأی خوبی آورد!

۲ـ معتقدم در شرایط فعلی، به چیزی بیش از یک مدیر خوب در بالاترین مقام اجرایی کشور نیاز داریم.به فرض که هیچ ایرادی به مدیریت قالیباف وارد نباشد؛اما در شرایط امروز مدیریت خوب کافی نیست.ما نیاز به اصلاحات گسترده داریم.در خیلی از زمینه‌ها باید تکلیف خودمان را روشن کنیم.مذاکره با امریکا، روزنامه، سینما، پرونده‌ی هسته‌ای، وضعیت چاپ کتاب، سانسور، پوشش و خیلی مسائل دیگر که اغلب فرهنگی هستند.در کشور ما پیرامون این مسائل نظرات بسیار متفاوت است.
ما باید به کسی رأی دهیم که تکلیف را روشن کند که قرار است چه اتفاقی بیافتد؟ حقوق زنان داریم یا نداریم؟ آزادی مطبوعات داریم یا نداریم؟ اهل مذاکره هستیم یا نیستیم؟ ما نیازمند یک رئیس جمهور معتدل و میانه‌رو که همه چیز را فقط مدیریت می‌کند نیستیم! باید به کسی رأی دهیم که پرچمدار باشد.او باید بداند که برای چه به او رأی داده‌اند، از او چه انتظاری می‌رود و مردم به دنبال چه چیزی هستند!
از نظر من قالیباف یک کاندیدای خنثی است و در عمل هم خنثی خواهد بود.به قول طرفدارانش که می‌گویند: اصولگراست،اما در عمل به اصلاح‌طلبان نزدیکتر است! پس نباید از قالیباف در مقام رئیس جمهور انتظار تحول عمده‌ای در زمینه‌ی مجوز چاپ و سانسور و آزادی مطبوعات و غیره داشته باشیم.چون او یک مدیر میانه‌رو است.حتی خود او هم نمی‌داند مردم برای چه به او رأی داده‌اند.اصولگرا بودنش؟ اصلاح‌طلب بودنش؟ مدیریتش؟ خوشگلیش؟ یا چیز دیگر!

۳ـ عکس‌های قالیباف را با لباس خلبانی و سوار بر اسب و غیره در انتخابات ریاست جمهوری پیشین یادتان هست؟ آیا قالیباف خیال می‌کند خلبان بودنش و این دست تبلیغات پوپولیستی برای او رأی می‌آورد؟ گمان نمی‌کنم بی‌تأثیر هم باشد! قالیباف علاوه بر مدیر خوب، یک پوپولیست خوب هم هست!

۴ـ نظانی بودن را نمی‌توان با درآوردن لباس نظامی و با نشاندن لبخند از خود دور کرد.قالیباف یک نظامی است.

۵ـ کشور علاوه بر رئیس جمهور، به شهردار و مدیر خوب هم نیازمند است.چرا هرکسی سر جای خود نباشد؟ اگر قالیباف شایسته‌ی شهرداری تهران است، چرا او را از تهران دریغ کنیم و در عرصه‌ی دیگری بیازماییم که هیچ تضمینی برای کار‌آمدی‌اش در آن عرصه نیست؟

۶ـ پست ریاست جمهوری، بر خلاف شهرداری یک پست کاملاً سیاسی است. قالیباف هیچ‌گونه سابقه‌ی سیاسی در کارنامه‌ی خود ندارد.هیچ‌گاه فعالیت حزبی نداشته،در هیچ جلسه‌ی سیاسی با بزرگان سیاست حضور نداشته، هیچ‌گاه در تصمیم‌گیری‌های سیاسی نقشی نداشته و خلاصه همیشه -چه در زمان فعالیتش در نیروی انتظامی و چه بعد از آن- از میدان سیاست دور بوده.آیا بعد از به دست آوردن پست محبوبش (ریاست جمهوری) خواهد توانست از پس مشکلات سیاسی رو در رویش برآید؟ به خصوص در شرایط دشوار کنونی.اینجا دیگر فرصتی برای زمین خوردن و برخاستن نیست!

۷ـ تا زمانی که هنوز اسامی افرادی مثل میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی برای کاندیداتوری مطرح است،نام بردن از چهره‌ی بین‌المللی قالیباف کار درستی نیست!

درپایان می‌توان گفت قالیباف در نهایت موفقیتش،وضعیت کشور را مدیریت خواهد کرد و به اوضاع کمی سر و سامان می‌دهد. از او نباید انتظار اصلاحات فرهنگی،سیاسی،و حتی اقتصادی داشت!

پ.ن: دوست داشتم کمتر در مورد سیاست بنویسم.اما گاهی آدم طاقت نمی‌آره!

لینک مرتبط:
چرا به قالیباف رای خواهم داد؟

نوشته‌های مرتبط:
کروبی،سوپراستار خبر 20:30

مشترک شوید: خوراک

کروبی،سوپراستار خبر 20:30

17 دسامبر, 2008

اگر روزی ثابت شود که کروبی در تمام این مدت یکی از حامیان احمدی‌نژاد و دوستان بوده،هیچ تعجب نمیکنم.کافی است عملکرد کروبی را از روز انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ بررسی کنیم،تا به این نتیجه برسیم که کروبی در این مدت همواره جاده صاف کن اصولگرایان و خار راه اصلاح‌طلبان بوده.کسی که خود را شیخ اصلاحات می‌نامد،سوپر‌استار خبر ۲۰:۳۰ شده،تا هر از گاهی او را نشان دهند که اصلاح‌طلبان را سرزنش می‌کند و سیاست‌هایشان را ناکار‌آمد می‌نامد.یا در انتخابات مجلس لیست جدا ارائه کند و وحدت اصلاح‌طلبان را بر هم زند،و در نهایت حتی برای انتخابات ریاست جمهوری هم در مقابل اصلاح‌طلبان بایستد.
آنچه که کروبی بعد از شکست سال ۸۴ انجام داد،تأسیس یک حزب و یک روزنامه بود که بعد‌ها به مدد دوستان احمدی‌نژاد،با توقیف هم‌میهن و شرق و شهروند امروز به یکی از معدود نشریات اصلاح‌طلبان بدل شد.اما همه‌ی اینها هیچ کمکی به اصلاحات نکرد و فقط شیخ اصلاحات(!!!)را بیش از پیش در مقابل اصلاحات قرار داد.اگر پیش از این کروبی یک نفر بود،حالا یک حزب است، که برای انتخابات مجلس لیست جدا ارائه می‌کند، و وقتی کاندیدای ریاست جمهوری می‌شود،یکی از احزاب مهم اصلاحات حامی اوست.اما همه‌ی این قدرت کروبی نفعی برای اصلاح‌طلبان ندارد.چرا که او کسی نیست که در مقابل احمدی‌نژاد پیروز شود.و حضورش در انتخابات فقط به تقسیم آرای اصلاح‌طلبان منجر می‌شود و بس.

پ.ن:خبر ۲۰:۳۰ که چندی پیش از طرف حامیان دولت نهم(دهم!) به عنوان یکی از منتقدین بی‌بند و بار احمدی‌نژاد و دوستانش معرفی شد،همواره از سخنان کروبی،به نفع اصولگرایان بهره‌برداری کرده.

نوشته‌های مرتبط:
چرا به قالیباف رأی نخواهم داد؟

———————————————————-
اضافه شده بعد از انتخابات 88:

ما به جناب شیخ ارادت بسیار داریم. گرچه گاهی حرف‌هایی می‌زد که ناراحتمان می‌کرد.

———————————————————-
مشترک شوید: خوراک

برای دوم و سوم خرداد

24 مه, 2008

ماه خرداد هیچوقت از روز یکم شروع نمیشه.هر سال،از اواخر اردیبهشت میشه دوم خرداد.میشه سوم خرداد.اصلا یکم خرداد وجود نداره.بوی خرداد که میاد همه یاد پیروزی بزرگ اصلاحات و شور و شوق انتخابات می افتند.همه یاد سوم خرداد و،فتح که نه، باز پس گیری خرمشهر می افتیم.یاد همت و خرازی و باقری و…جهان آرا! یاد خودم و خودت و جوونای دیگه، یاد خاتمی و شعار آزادی…که فقط شعار آزادی…که فقط برای من بود که باور کنم که میشه،که نشد…،که تازه حالا میفهمم که شده بود و من خبر نداشتم!!!
خرداد ماه تولد منم هست.شاید برای همین اینقدر ماه خرداد رو دوست دارم.