Posts Tagged ‘وبلاگ’

زنده ام هنوز…

20 ژوئن, 2010

یه مدتی بعد از بسته شدن این وبلاگ توسط دوستان عزیز، حس خوبی نداشتم. اما با این همه ی این حرف ها، می خوام باز هم ادامه بدم. با همین آدرس بسته شده. به خصوص که می بینم امروز بسته شدن وبلاگ یه چیز کاملاً عادیه. وقتی کل وردپرس بسته است٬ و حتی پرشین بلاگ و بلاگفا بسته هستند…

 

فعلاً همین.

Advertisements

وبلاگ‌نویس،یک صفت معنی‌دار است!

20 دسامبر, 2008

مصاحبه با شناسنامه‌داران
نظر کفش‌پوشان در مورد …
پاسپورت‌داران فجایع غزه را محکوم کردند.
انجمن کسانی که تا به حال یک کتاب خوانده‌اند.
مجمع از جلوی روزنامه فروشی رد شوندگان….
بیانیه روی بینی جوش‌داران در مورد…

برای بیان نظرم در مورد این حرفهای وحید باید بگم که این موارد با وبلاگنویسی از یک جنس نیستند.مثلاً «بیانیه روی بینی جوش‌داران در مورد…» کلی متفاوت است با این یکی: «نامه‌ی اعتراضی جمعی از وبلاگنویسان در مورد…» چرا؟ چون ما از یک کسی که صرفاً روی بینی‌اش جوش دارد انتظار نداریم که به دلیل داشتن جوش نظر خاصی ارائه دهد! اما وبلاگ‌نویس انتخاب کرده که عقاید خود را و حرف‌هایش را منتشر کند و به دیگران ارائه دهد. همه هم از وبلاگ‌نویس چنین انتظاری دارند.چون به قول بامدادی:

وبلاگ‌نویس تولید کننده‌ی محتوای دیجیتال است و به این معنا، وبلاگ نویس همزمان «کاربر و مولف» است.

وقتی تولید محتوا و ارائه‌ی نظر از ویژگی‌های یک وبلاگ‌نویس است، نباید نظر جمعی از آن‌ها را با نظر جمعی از کسانی که صرفاً روی بینی خود جوش دارند مقایسه کرد.
اما از طرف دیگر وحید می‌گوید:

چطور با یک لغت می‌شود فلان وبلاگ که هر مقاله‌اش حاصل کلی زمان و انرژی است را گذاشت کنار یک شعرکپی کن و حادثه تروریستی هند را از زبانشان محکوم کرد؟

اما نخست: آیا خود محکوم کردن حادثه‌ی تروریستی هند، یک شعر‌کپی‌کن را به یک وبلاگنویس مؤلف که نظر خود را منتشر می‌کند، نزدیک نمی‌کند؟
دوم: آیا همه‌ی شعر‌کپی‌کن‌ها در وبلاگشان به حوادث و فجایع واکنش نشان می‌دهند؟ نه.پس وقتی می‌گویند نظر وبلاگنویس‌ها، منظورشان وبلاگ‌نویس‌هایی است که توان اعتراض کردن و نظر دادن را دارند، از خود دارای نظر هستند، و این همان فصل مشترکی است که وبلاگنویس‌ها را به یک صنف نزدیک می‌کند.
«وبلاگ‌نویس» صفت هم باشد، یک صفت بی‌معنی نیست!

لینک‌های مرتبط:
«وبلاگ‌نویسی»، صنف؟ صفت؟ سِمَت؟
آقای وبلاگ‌نویس، وبلاگ‌نویسان را دست‌کم نگیر
من یک وبلاگ نویس هستم – روند یک بحث
وبلاگ نویس

مشترک شوید: خوراک

وضعیت وخیم اتحاد در بلاگستان ایران

26 نوامبر, 2008

پس از هفت سال،وبلاگستان ایران پویا و سرزنده است.کافیست سری به فرندفید بزنیم،نگاهی به بازی‌های متعدد وبلاگی،سایت‌هایی مثل دیدیش و بالاترین و دو در دو،وضعیت اشتراک لینک در گودر و غیره بیاندازیم تا باورمان شود که وبلاگستان ایران،یک بلاگ‌شهر پویاست.وبلاگستانی متشکل از انواع وبلاگ‌های تخصصی و عمومی،با وبلاگ نویسانی با هر عقیده و جنسیت و قومیت.رابطه‌ی خوب و صمیمی وبلاگ‌نویس‌ها را هم در فرندفید به خوبی میشود دید.در ظاهر هیچ کم و کاستی نداریم.اما اتفاقات چند روز اخیر در بلاگستان،تا حدی ناامیدمان کرد.

۱ـ مسابقه‌ی وبلاگی دویچه‌وله: رقابت در هیچ عرصه‌ای بد نیست.انتخاب بهترین وبلاگ هم چیز خوبی است.اما این مسابقه وضعیت چندان مناسبی ندارد.بحث تقلب و رأی اضافه و تهمت و غیره به جایی رسید که نیما اکبرپور، چنین بنویسد.
۲ـ طرح افزایش مشترک آقای فتحی: طرح آقای فتحی،یک طرح بزرگ برای وبلاگستان بود.برای موفقیت این طرح،باید کل وبلاگستان کمک میکرد و متحد می‌شد.نتیجه‌ی این طرح در نهایت چیزی جز رشد وبلاگستان نبود.به مثال خود آقای فتحی دقت کنید:

مثلا پیشنهاد من این بود که به خواننده های وبلاگهایمان پدیده فیدخوانی را معرفی کنیم. البته این یک پیشنهاد بود! حساب کنید در یک بازه خاص مثلا 100 وبلاگ درباره یک پدیده بنویسند. چقدر در گسترش آن پدیده موثر خواهد بود 🙂

این طرح در ابتدا فقط طرحی برای افزایش مشترک بود.اما بعد از مشخص شدن همه چیز و توضیحات فتحی، باز هم بزرگان وبلاگستان هیچ استقبالی از این طرح نشان ندادند.قصد محکوم کردن کسی را ندارم.شاید اگر در ابتدا جزئیات طرح مشخص بود،وضعیت فرق می‌کرد.

اما در کل واکنش وبلاگستان به گونه‌ای بود که آقای فتحی در توضیحاتش،تقریباً این طرح را شکست خورده اعلام کرد.بررسی این موضوع در کنار حاشیه‌های مسابقه‌ی وبلاگی دویچه وله،بازداشت حسین درخشان و خوشحالی عده‌ای و ناراحتی عده‌ای دیگر نشان می‌دهد که وضعیت اتحاد در وبلاگستان بحرانی است.
اما از نظر من هنوز هم کار فتحی بی‌ثمر نبوده.چرا که وبلاگستان ایران امروز دارای یک ایده است.ایده‌ای برای اینکه همه،در یک موضوع مطلب بنویسند:

این که وبلاگها همه درباره یک موضوع خاص بنویسند کمی عجیب نیست؟ اگر وبلاگ نویسان انقدر متحد بودند که خدا رحم باید می کرد بر بدخواه وبلاگستان :))

این ایده‌ی خوب برای اتحاد وبلاگنویس‌ها،امروز به این شکل درآمده.ترکیب این ایده با ایده‌ی بازی‌های وبلاگی.یعنی وبلاگ‌های بزرگتر در مورد مطلبی بنویسند،و دیگران را هم دعوت کنند تا در همین موضوع بنویسند.هم به رشد وبلاگ‌های مستعد کمک می‌شود،هم به اتحاد وبلاگستان،و هم در این بحث‌های موافق و مخالف پیرامون موضوعات مختلف خیلی چیزها نصیب کل وبلاگستان میشود.
امیدوارم وبلاگستان و به خصوص وبلاگ‌های بزرگتر این طرح آقای فتحی را جدی بگیرند.هدف،در کل،رشد وبلاگستان است.

لینک‌های مرتبط:
بازگویی یک ایده
وبلاگستان ناهمانگ

آغاز

12 مه, 2008

سلام.
بلاخره تصمیم گرفتم از پرشین بلاگ خداحافظی کنم و بیام وردپرس.البته هنوز دارم دوره ی آزمایشی رو سپری میکنم! رها کردن یک وبلاگ،و رفتن به جای دیگه خیلی سخته.آسون نیست.ولی چه میشه کرد؟ بعد از سکته ی پرشین بلاگ،همه چیز عوض شد.ما با اون همه وفاداری مونده بودیم و پرشین بلاگ رو به همه ی سرویس های دیگه با امکانات بیشتر ترجیح داده بودیم.ولی…
به هر حال از این به بعد اینجا می نویسم.احتمالا یه چیزایی تغییر کرده.شاید سبک و سیاق نوشته ها عوض شده باشه.شاید.به هر حال امیدوارم بتونم کارمو با موفقیت دنبال کنم.